جزییات خبر
وقتی از فساد حرف میزنیم، معمولاً یاد رشوه، اختلاس یا پاکت پولی میافتیم که پنهانی ردوبدل میشود. اما نوع خطرناکتری از فساد وجود دارد که نه در تاریکی، بلکه زیر نور قانون اتفاق میافتد. در این حالت، صاحبان قدرت و ثروت قواعد بازی را طوری میچینند که سهم بیشتری از منابع عمومی نصیب خودشان شود. به این پدیده «تسخیر نخبگانی» میگویند.
فرض کنید دولت برای حمایت از تولید، وامی ارزان در نظر گرفته است؛ اما شرایط دریافت آن چنان نوشته میشود که فقط چند شرکت خاص بتوانند از آن استفاده کنند. یا مناقصهای برگزار میشود که ظاهراً قانونی و شفاف است، ولی مشخصات فنی آن دقیقاً با توانایی یک شرکت هماهنگ شده است. در چنین وضعی شاید هیچکس مستقیماً رشوه نگرفته باشد، اما نتیجه روشن است: رقابت حذف میشود، منابع عمومی به گروهی محدود میرسد و مردم هزینه آن را با گرانی، مالیات و کاهش کیفیت خدمات میپردازند.
مشکل اصلی اینجاست که فساد قانونی، کمتر از فساد آشکار به چشم میآید. متخلف عادی قانون را دور میزند، اما گروه پرنفوذ میکوشد خود قانون را به سود خویش بنویسد. رانت حاصل از این امتیازها، ثروت بیشتری برای او میسازد؛ ثروت بیشتر نیز نفوذ سیاسی میآورد و این نفوذ، راه را برای امتیازهای تازه باز میکند. چرخهای شکل میگیرد که در آن پول، قدرت میسازد و قدرت، پول بیشتری تولید میکند.
چرا راهحلهای معمول کافی نیستند؟
نخستین پاسخ معمولاً «شفافیت» است. البته شفافیت ضروری است، اما ریختن هزاران صفحه سند و عدد روی یک سایت، لزوماً چیزی را روشن نمیکند. شفافیت واقعی یعنی مردم بدانند یک تصمیم اقتصادی دقیقاً به سود چه کسانی تمام شده، چه اثری بر قیمتها گذاشته و چرا یک شرکت از امتیازی برخوردار شده که دیگران از آن محروم بودهاند. دادهای که قابل فهم و پیگیری نباشد، گاهی بیشتر از پنهانکاری به کار صاحبان قدرت میآید.
ایجاد سازمانهای تازه ضدفساد هم بهتنهایی چاره نیست. اگر همان شبکههای قدرتمند بر نهاد ناظر نفوذ کنند، سازمانی که قرار بود درمان باشد، بخشی از بیماری میشود. حتی مبارزه با فساد ممکن است به ابزاری برای کنارزدن رقیبان سیاسی تبدیل شود. بنابراین پرسش مهم فقط این نیست که «چه کسی فساد را کشف میکند؟»؛ باید پرسید «چه کسی بر ناظر نظارت میکند؟»
فناوری نیز معجزه نمیکند. هوش مصنوعی، بلاکچین و قراردادهای هوشمند میتوانند دستکاری اسناد یا برخی تبانیها را دشوار کنند، اما عدالت را تضمین نمیکنند. اگر اطلاعات اولیه دروغ باشد، بلاکچین همان دروغ را با دقت ثبت میکند. اگر شرایط مناقصه از ابتدا به سود یک شرکت نوشته شده باشد، قرارداد هوشمند همان تبعیض را سریعتر اجرا میکند. فناوری قفل بهتری میسازد، اما اگر کلید همچنان در دست همان گروه باشد، مسئله حل نشده است.
راه خروج کجاست؟
راهحل واقعی، یک سامانه تازه یا چند بازداشت نمایشی نیست. باید فرصت تولید رانت کم شود و تصمیمگیران درباره نتایج تصمیم خود پاسخگو باشند. نام مالکان واقعی شرکتهای طرف قرارداد، دریافتکنندگان تسهیلات بزرگ، برخورداران از معافیتهای ویژه و طراحان مقررات باید روشن باشد. رسانههای مستقل و روزنامهنگاران تحقیقی نیز باید بتوانند اطلاعات پراکنده را کنار هم بگذارند و شبکههای منافع را برای مردم قابل فهم کنند.
در کنار آن، افشاگران باید حمایت حقوقی، شغلی و امنیتی واقعی داشته باشند. نمیتوان از یک کارمند انتظار داشت فساد بزرگی را گزارش کند، زندگی و شغلش را به خطر بیندازد و بعد او را با چند جمله تشویقآمیز تنها گذاشت. جامعهای که هزینه سکوت را پایین و هزینه افشاگری را بالا نگه میدارد، عملاً به فساد پاداش میدهد.
تسخیر نخبگانی با عوضکردن چند مدیر از بین نمیرود؛ زیرا مسئله فقط آدمهای بد نیستند، بلکه قواعدی است که رفتار بد را سودآور میکنند. مبارزه جدی با فساد از جایی آغاز میشود که قانون برای همه یکسان باشد، امتیازهای ویژه دیده شوند و صاحبان قدرت ناچار باشند توضیح دهند هر تصمیمشان چه سودی برای مردم و چه سودی برای نزدیکانشان داشته است. فساد همیشه قانون را نمیشکند؛ گاهی آن را به خط خودش مینویسد.
نویسنده: مهرداد اعتمادی؛ کارشناس اقتصادی