چرا توجه ویژه به شایسته سالاری مهم است؟


 چرا توجه ویژه به شایسته سالاری مهم است؟

سیامک داودی / الف

فرض کنید در یک سیستم دولتی، یک بنگاه اقتصادی خصوصی، یا یک محیط آموزشی یا … مشغول کار می باشید با گذشت زمان و در حین کار متوجه می شوید فردی که به شما امر و نهی می کند توانای انجام بهینه امور را مانند خودتان ندارد این امر شما را آزرده یا بی انگیزه خواهد کرد خصوصا که عملا بنا به هر دلیلی یا جرات ابراز این مشکل را نداری یا اینکه با طرح این مسئله کدورت بوجود می آید و … اینجاست که لزوم رعایت شایسته سالاری در مراکز مختلف مطرح می شود. در سیره نبی اکرم(ص) نیز شایسته سالاری در گزینش ها جایگاه ویژه ای داشت دربینش پیامبر گرامی اسلام(ص) فضیلت و برتری های شخصی تنها معیار نبود بلکه حضرت ختمی مرتبت در کنار ایمان و تعهد «لیاقت » را نیز لحاظ می کرد.
اگر افراد در یک سیستم شایسته سالار، بر اساس معیارهای متغیری از شایستگی مورد قضاوت قرار ‌گیرند. این معیارها می‌توانند زمینه‌های گسترده‌ای، از هوش گرفته تا پایبندی به اخلاقیات، از استعداد عمومی تادانش در زمینه خاص را در بر بگیرند. اما به این روش انتقاداتی نیز وارد است چون شایستگی در مواردی یک امر مبهم است که فاقد وضوح کافی است و ممکن است در معرض سوء استفاده قرار گیرد ولی قطعا کفه ترازوی شایسته سالاری در مقابل کفه دیگریعنی انتقادات وارده بسیار سنگین تر است.
برقراری شایسته سالاری در یک سیستم با موانعی روبرو است که به ذکر چند نمونه اکتفاء می شود مثلا ممکن است فردی در یک جایگاه و مکان بالاتر از فرد دیگر قرار گیرد به عنوان نمونه فردی که در تهران در یک ارگان یا … شاغل است بیشتر در معرض دید مدیران بالاتر است اما فرد شایسته ای در یک شهر دور افتاده را کمتر کسی می شناسد. یا اینکه مقاومت مدیران سنتی در مقابل یک نظام موثر جدید باعث احساس در خطر افتادن موقعیت آن مدیران و مقاومت در برابر انجام اصلاحات شود.
نمونه دیگر از موانع سد راه تفکراتی مانند خویشاوندسالاری، قبیله گرائی، حزب سالاری، زن سالاری، مردسالاری، انتصابات سیاسی، انتصابات بر اساس توصیه های پایگاه های قدرت و حتی انتصاب بر اساس منزلت اجتماعی افراد و تمامی نگرش هایی که دلیل برتری یکی بر دیگری را غیر از شایستگی می دانند، می باشد که در برابر اجرایی شدن نظام شایسته سالاری مقاومت می کنند.
همچنین هرچه از نردبان قدرت و ثروت بالاتر برویم، توانایی افراد بالادستی برای کسب رانت‌های گسترده بیشتر می‌شود. این رانت‌های گسترده بیشتر حاصل چانه‌زنی و منافع گروه‌های خاص و در قدرت است دیگر اینکه شاید هم افراد یا وابستگان آن ها که در پست‌های دولتی نقش‌های مهمی دارند، در بخش خصوصی نیز دست به فعالیت می‌زنند و از رانتی که در حوزه دولتی دارند، در جهت پیشبرد مقاصد خود استفاده ‌کنند.
ترس از افزایش رقیب کاری و شرکت ندادن این افراد در جلسات یا … که در یک سازمان یا بنگاه اقتصادی برگزار می شود، برخی روابط دوستانه و مودت های شخصی ناشی از فرهنگ ایرانی در روابط کاری و ضعف شخصیتی برخی از مدیران سازمان که باعث ترویج چاپلوسی و تملق به جای شایستگی و تعهد می گردد میل به فردگرائی و حفظ فوت و فن کار نزد شخص نیز مشکل دیگری است مثلا در برخی از موارد شخص مایل به حفظ اسرار و اختفای اطلاعات سازمان نزد خود بوده و بدین ترتیب به امنیت شغلی خود به جای برتری دادن منافع سازمان می اندیشد.
اکنون سوال اساسی این است که چالش مهم بوجود آمده در خصوص عدم رعایت شایسته سالاری چه می تواند باشد؟ پاسخ بهینه این است که اگر عدم توجه به شایسته سالاری در امور ادامه یابد نتیجه اش این خواهد شد که مدیران از طریق جناح ها و کارتل ها به جایگاه مدیریت دست پیدا کنند و این می تواند سمی باشد که روند رشد و توسعه کشور را کند و حتی جهت رو به عقب داشته باشد. این روند خوشه ای از بالا دست به پایین دست نیز ادامه پیدا می کند و کشور دچار یک دور تسلسل باطل در این زمینه خواهد شد.
حال چه باید کرد؟ به قول پیشینیان تنها مشکلی که درمان ندارد مرگ است که در آن فقیر و غنی، شاه و گدا با هم در زمینه ترک دنیای فانی مساویند لذا به نظر نگارنده برای رعایت اصل شایسته سالاری نیکوست در ابتدای امر تعریفی جامع و کامل از شایسته سالاری در کشور مصوب شود سپس امور پیشنهادی ذیل برای اجرای آن مد نظر قرار گیرد.
نخست تشکیل یک بانک اطلاعاتی اینترنتی و در دسترس برای عموم در خصوص درج اسامی کلیه کسانی که با خود اظهاری اعلام می کنند که شایسته امور مدیریتی در شاخه های مختلف هستند تا رزومه کاری خود را با ذکر دلایل توجیهی برای تصدی امور مدیریتی در سایت مزبور درج کنند، مراتب خود اظهاری بهتر است با برگزاری یک امتحان سراسری در مقاطع چند ساله با در نظر گرفتن علم روز در نحوه امتحان برای تایید صدق خود اظهاری این افرادمد نظر قرار گیرد.
حسن این کار این است که کسانی که به هر دلیلی از امتیازات خاص برای معرفی خود برخودار نیستند شناسایی می شوند تا در مواقع لازم با دعوت به مصاحبه گزینش شده تا اشتغال به کار یابند یا اینکه چنانچه شاغل در ارگان یا سازمانی هستند از وجود این افراد استفاده شود این امر در کلیه مراکز دولتی یا … نیز می تواند با خود اظهاری کارکنان شاغل در آنجا به اجراء درآید تا مدیران مربوطه شناسایی کامل از مجموعه تحت امر خود برای تعیین مدیر زیر دست را داشته باشند.
در اصل نوزدهم قانون اساسی به برابری در حقوق یعنی تمتع و برخورداری از حقوق مدنی و سیاسی و اجتماعی تاکید شده است و بنابراین وظیفه مدیران کشور نیز می باشد که در راستای انتخاب سایر مدیران به اصل مورد اشاره توجه فرمایند لازم است بعداز شناسایی افراد واجد شرایط برای مسوولین پیوسته مصلحت کشورنیز مورد توجه قرار گیرد و هرگزنباید این اصل فدای برخی از ملاحظات در رابطه با اشخاص شود. افراد هر چه قدر هم که محترم باشند ولی مصلحت کشور از هر مساله ای مهم تر و بالاتراست البته باید در نظر داشت که مدیران قبلی که در طول دوره خدمت صلاحیت آنان برای مدیریت احراز شده است به عنوان یکی از سرمایه های با ارزش کشور حتما مورد مشاوره یا خدمت قرار گیرند.
از همه مهمتر پیش بینی ضمانت اجراء نیز مهم است یعنی می توان در قوانین مختلف در این زمینه با تعیین ضمانت اجراء از سوء استفاده کلیه افرادی که در مملکت منافع شخصی یا صنفی، گروهی را بر منافع جامعه ترجیح می دهند به صورت قانونمند با شکایت زیاندیدگان مورد پی گیری و بازخواست قرار داد.