افشاگری یا ترور شخصیت؛ مساله این است

دکتر رضا صالح زاده / الف

الف- به نظر من کار درستی کرده، من اسم این کار را افشاگری میذارم
ب- ولی من اینطور فکر نمی کنم. به نظرم کار ایشون ترور شخصیت بوده و یک کار اشتباه. چرا فکر می کنی کار درستیه؟
الف- افشاگری یعنی رفتار غیراخلاقی و اشتباه یک نفر را آشکار کنی. کار این خانم هم که نمونه کامل ریا و دوروریی بوده. در خیلی از جوامع و به ویژه در خیلی از سازمان ها، افشاگری یه کار پسندیده ست و حتی کارمندان تشویق میشن که افشاگری کنن. علاوه بر اون، حتما دیدید که در سایت های خبری در قسمت “با بینندگان” یا “یادداشت بینندگان” خیلی مواقع افشاگری صورت می گیره و افراد در مورد تجربه بدشون از یک سازمان و یا یک کارشناس حرف می زنند. نظرات زیر اون مطلب هم نشون میده که اکثر افراد این کار را پسندیدند و حتی خودشون از تجربیات مشابهشون حرف می زنند و به نوعی ترغیب به افشاگری میشن. اصلا اگر افشاگری نباشه، فرایندها و کارهای اشتباه تا همیشه ادامه پیدا می کنه
ب- در مورد سازمان ها تا حدودی موافقم. سازمان موظفه مطابق با اصول اخلاقی که بهش معتقده و وعده هایی که میده رفتار کنه و بین حرف و عملش فاصله وجود نداشته باشه؛ ولی این مورد فرق می کنه. مساله شخصی و فردی بوده و با آبروی یک فرد طرف هستیم. اسم این کار میشه ترور شخصیت؛ چون هدف در اینجا اصلاح کار اشتباه نیست؛ بلکه هدف مشخصا تخریب فرده در کنارش رسیدن به یک لذت یا احتمالا نفع شخصی. در ضمن اینکه میگی افشاگری خیلی جاها تشویق میشه، خوب خیلی جاها هم نگاه منفی در این زمینه وجود داره
الف- منظور شما از اینکه این مساله شخصی و فردی بوده را متوجه نمی شم. وقتی یه مجری در گفتگوهاش، مصاحبه هاش، ارتباطاتش با مردم، و شبکه های اجتماعی، خودش را با یه سری ویژگی های مشخص تعریف می کنه و اصلا معروفیتش هم به خاطر اینهاست، نمیتونه قسمت دیگه زندگیش را بگه شخصی بوده. چون اگه این شخصیه، بقیه چیزها هم باید شخصی باشه. نمیشه که هرجا به نفعمون میشه و باعث شهرت و محبوبیت ما میشه مردم اجازه داشته باشن از زندگی شخصی ما سر دربیارن و هرجا به ضررمون میشه اجازه نداشته باشن. بیشتر معروفیت ایشون به واسطه تیپ شخصیتی خاصی بود که از خودشون به مردم ارائه دادن، و الان معلوم شد که شخصیت اصلی ایشون یه چیز دیگه ست. شما میگی خیلی جاها افشاگری را نمی پسندن، اول اینو بگم که در خیلی از سازمان ها به افشاگرها لقب قهرمان داده میشه. احتمالا خبر داری که در سال ۲۰۰۲، نشریه تایم، شخصیت سال خودش را “افشاگران” انتخاب کرد. یعنی سه زن افشاگر، شخصیت سال ۲۰۰۲ شدند. در ضمن اگه ممکنه این سوالات منو جواب بده. به نظر شما استاد دانشگاهی که سرقت علمی کرده، باید در موردش افشاگری بشه یا نه؟ پزشکی که زیرمیزی می گیره چطور؟ آیا اینها هم شخصیه و باعث بردن آبروی طرف میشه؟ آیا افشاگری در مورد اینها کار بدیه؟
ب- استادی که سرقت علمی می کنه قطعا باید مجازات بشه؛ توبیخ، کسرحقوق، اخراج و یا هر چیز دیگه. ولی شاید نیازی نباشه همه ایران و همه دنیا خبردار بشن و طوری بشه که اون استاد از زندگی ساقط بشه. به همین صورت در مورد پزشکی که زیرمیزی می گیره؛ ماموری که رشوه می گیره؛ کارمندی که کم کاری می کنه و موارد مشابه دیگه. من حرفم اینه که این موضوع چه ارتباطی به ما داره. حالا به فرض ایشون آدم دورویی باشن، خوب؟ به ما چه؟ مگه ما خودمون خیلی وقتها دورویی نمی کنیم؟ خوبه خبر دورویی ما پخش بشه و دنیا بفهمن؟ اصلا چرا باید برای ما مهم باشه که ایشون دورو هستن یا نه؟ تا حالا فکر می کردین ایشون شدیدا به حجاب معتقد هستند، الان فهمیدین شاید موضوع به یه شکل دیگه ست. خوب؟ اگه واستون مهمه می تونین دیگه طرفدارش نباشین. دیگه اینقدر سروصدا و جاروجنجال نمیخاد. ایشون خانواده دارن و قراره زندگی شون ادامه داشته باشه، آیا اینجوری امکانپذیره؟ چرا اشتباه یک نفر باید اینقدر بزرگ بشه؟ آیا جز آسیب به اون فرد و جایگاهش قصد دیگه ای میتونه در میون باشه؟
الف- یه لحظه صبر کن. شما داری بعد از معلوم شدن این جریان را میگی که اون بحثش جداست. اینکه مجازات ایشون و تصمیم طرفداران در این مورد چیه واسه بعد از افشاگریه. ولی حرف ما در مورد قبلش بود، اینکه اصلا باید افشاگری می شد یا نه. اگر ما این موضوع را نمی فهمیدیم، که ایشون به همین صورت ادامه می دادن و شاید به ریش طرفدارانشون هم می خندیدن. ایشون یه شخص معمولی نیستند که کارهاشون ارتباطی به ما نداشته باشه. ببینید تجربه و تحقیقات نشون داده مهمترین عاملی که باعث میشه یک فرد معروف، یک رهبر سازمان، یک مجری، و یا یک بازیگر محبوب، اعتبارشو از دست بده، اینه که حرف و عملش یکی نباشه. این افراد به خاطر حرفهایی که زدن و باورهایی که دارن معروف شدن، یا باید مطابق با باورهاشون رفتار کنند و یا تبعات دورو بودن خودشون را بپذیرن. بعدشم کسی این مساله را بزرگ نکرده، چیزی که اتفاق افتاده گزارش شده، شاید چون واسه خود شما هم موضوع دورویی ایشون عجیب بوده، به همین دلیل به نظرتون بزرگ اومده و فکر کردین در این مورد اغراق شده
ب- بذارید منظورم از بزرگ نمایی را واضح تر بگم. فرض کنید به یک نفر تهمت اشتباهی زده میشه و خبر اون هم در رسانه ها پخش میشه. اون فرد از خودش و حیثیتش دفاع می کنه و مشخص میشه که ایشون بی گناه بوده و بهشون تهمت دروغ زده شده بود. نکته مهم اینجاست که خیلی هایی که خبر اول را به صورت گسترده خونده بودند، ممکنه خبر دوم را نخونده و یا نشنیده باشن و به همین راحتی یک فرد بیگناه در نظر خیلی ها گناهکار خواهد ماند. یعنی با این روش میشه اعتبار خیلی از افراد و خیلی از سازمان ها را با یک دروغ و تهمت خراب کرد. حالا برگردیم به بحث خودمون، وقتی قبل از اینکه ابعاد کامل این قضیه و نقش و سهم مجرم مشخص بشه، بی آبرو کردن ایشون در این بعد وسیع باعث میشه این موضوع شاخ و برگ فراوانی پیدا کنه و حتی اگر بعدها مشخص بشه که تمام ماجرا این نبوده، دیگه کاریش نمیشه کرد؛ چون همانطور که گفتم خیلی از افراد، خبرهای بعدی را نخواهند شنید؛ یا خودشون دیگه پیگری نمی کنند یا اینکه خبرهای بعدی مانند خبر اصلی اینقدر به صورت وسیع پخش نمیشه. در نتیجه آبروی این خانم تا همیشه پیش خیلی ها خواهد رفت و این اخلاقی و انسانی نیست.
الف- اینکه آبروی ایشون ممکنه بره و یا پیش اطرافیان و خانواده جایگاهشو از دست بده، مطمئنا تقصیر فرد افشاگر نیست؛ تقصیر خودشون و پیامد رفتار اشتباه خودشون هست. بالاخره یه جایی و یه زمانی باید به مردم هشدار داده بشه که این کارها اشتباه هستند و انجامش تبعات خواهد داشت. هدف، جلوگیری از تکرار انجام یه کار اشتباه و اخلاقی تر شدن جامعه ست؛ حالا این مسیر ممکنه تبعاتی هم داشته باشه. علاوه بر این، این افشاگری ها به مرور زمان جامعه و مردم را هوشمندتر میکنه؛ باعث میشه مردم همه چیز را قبول نکنن، و خیلی راحت اعتماد نکنن تا از اعتمادشون سوءاستفاده هم نشه.
ب- به نظر من اون تبعاتی که میگی متناسب با میزان اشتباه و خطای انجام شده نیست. در ضمن اگه منظورت از هوشمند شدن جامعه، افزایش بدبینی هست، من موافق نیستم. حالا جدای از حرفهایی که تا الان زدیم، این سوال منو جواب بده. اگه به طور مثال برای یکی از نزدیکان و یا خواهر خودت این اتفاق می افتاد، باز همین حرفو میزدی؟ معتقد بودی این افشاگری کار درستیه؟
الف- نشد دیگه، قرار شد علمی حرف بزنیم
ب- مگه میشه موضوعات این شکلی را جدا از بحث احساسات، خانواده، فرهنگ و بافت جامعه، دین و سیاست تحلیل کرد؟
الف- درسته، باید در تبیین چرایی، و درستی و یا نادرستی این پدیده ها، عوامل مختلفی ارزیابی بشن؛ ولی این چیزی که تو گفتی ربطی به اینا نداره . با اینحال به نظر من اگر افراد به همچین اتفاقاتی واکنش نشون ندن، کم کم دچار بی تفاوتی اجتماعی می شیم.
ب- من فکر می کنم بعضی وقتها میشه از بعضی چیزها چشم پوشی کرد و یا به روش درست تری مدیریتش کرد. شاید اگر قرار بود کاری هم انجام بشه، بهتر بود این فرد این موضوع را به مسئولین مربوطه خبر میداد و اونها اقدام لازم را می کردن، البته اگه نیاز می دیدن.
الف- پس این وسط مردم چی میشن؟ این حق مردمه که بفهمند بهشون دروغ گفته شده. در هر صورت من روی حرفم هستم و معتقدم این افشاگری، کار درستی بوده
ب- منم کماکان فکر می کنم این کار ترور شخصیت بوده و اشتباه





الف یا ب؟ قضاوت با شما

image_print
Facebooktwittergoogle_plusredditmail

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *