فرار مغزها / از توهمات ایرانی و ژست های دروغین تا ظلمی که به برخی می شود

یاسر سبحانی فرد/الف

فرار مغزها که در ادبیات جهانی به عنوان فرار سرمایه های فکری نیز مشهور است هر از چند گاهی موضوع رسانه ها و مردم ایران می شود. فارغ از اینکه این موضوع مانند هر موضوع دیگر بیشتر برای مردم ایران سرگرمی تلگرامی بوده و بعد از نهایت یک هفته فروکش می کند در این سطور بر آنیم تا کمی جدی تر از شبکه های اجتماعی و نه کاملا علمی به آن بپردازیم که بررسی علمی نیازمند زمان ، دقت و هزینه است .

باز هم توهم اول بودن ایرانی ها / واقعیت چیست؟
باز هم تمامی آمارها و استدلالهای رسانه ها و مردم ایران نشان از یک خود بزرگ بینی دیگر دارد. اینکه ما ایرانی ها همه و همه با هوش ترین مردمان جهان هستیم و از طرفی به همه اجحاف شده و برای همین هر کس هم که از ایران خارج می شود خود و اطرافیان بر این باور هستند که مشمول فرار مغزها شده اند. از بی سواد و فرد معمولی گرفته تا فردی که مثلا در اینجا در یک دانشگاه نسبتا خوب فارغ التحصیل شده است.اما واقعیت چیست؟
درسال ۲۰۰۹ گزارش صندوق بین المللی پول براساس آمار ارئه شده دولت ایران نشان داد سالانه ۱۵۰ هزار نفر از ایران مهاجرت می کنند که البته حدود ۶۲ درصد این افراد دارای تحصیلات دانشگاهی هستند. این آمار حرفی از مغز یا نخبه بودن و یافوق العاده بودن همین ۶۲ درصد نمی زند.بنابراین ۳۸ درصد این مهاجران دیپلم و زیر دیپلم هستند و باقی ۶۲ درصد می توانند در یکی از هزاران مرکز دانشگاهی بی کیفیت یا با کیفیت در شهرها و دانشگاههای مختلف تحصیل کرده باشند.در این آمار امید به یافتن کار بهتر مهمترین انگیزه این افراد معرفی شده است.[۱]در این آمار حرفی نیز از نرخ بازگشت به وطن زده نشده است.
فارغ از این آمار هنوز به صورت دقیق نمی توان رتبه بندی جهانی را در زمینه این مهاجرتها و البته کیفیت افراد مهاجر یافت. با این حال آمار انفرادی کشورها که در بخش بعدی به صورت نمونه به برخی از آنها اشاره خواهد شد نشان می دهد که لااقل بر خلاف برخی تصورات این ایران نیست که در مرکز این پدیده واقع شده است.

آیا توطئه ای در کار است؟ آیا فقط ایران یا کشورهای خاص فرار مغزها دارد؟
در تفسیر مهاجرت از کشورباز هم مانند سایر موارد عینک سیاسی دست به کار شده و افراد به دو تفسیر ختم می شوند. برخی معتقدند این توطئه غرب است که نخبه های ایرانی را می دزدد و برخی معتقد هستند این بی عرضگی و ظلم حکومت است که به نخبه ها روا داشته می شود و این نتیجه ایجاد می شود. برای بررسی بیشتر آمار زیر را مرور می کنیم.
اسرائیل : از زمان ایجاد اسرائیل کشوری با جمعیت بسیار محدود فقط ۴۰۰ هزار نفر با مدرک دکتری اسرائیل را رها کرده و به آمریکا رفته اند.[۲] اطلاعات منتشر شده توسط مجلس اسرائیل نشان می دهد که ۲۵ درصد فارغ التحصیلان دانشگاهی اسرائیل در خارج از کشور زندگی می کنند.[۳]
انگلستان : این کشور که در ذهن برخی از ما به عنوان کشوری فریبکار معرفی می شود و شاید هم یکی از مقاصد فرار مغزهای توهمی ما خطاب شود خود در مرکز خروج قرار دارد. طبق آمار تنها در دهه ۲۰۰۰ حدود ۳ و نیم میلیون نفر از انگلستان به خارج از کشورشان مهاجرت کرده اند که اغلب آنها دارای تحصیلات دانشگاهی بوده اند.در این زمینه ایران به هیچ وجه قابل مقایسه با انگلستان نیست.[۴]
آلمان : تنها در سال ۲۰۰۶ به تعداد ۱۵۵ هزار نفر نیروی تحصیل کرده از آلمان به آمریکا و کانادا و استرالیا مهاجرت کرده اند.[۵]
پرتغال : طبق آمار پرتغال در سالهای اخیر جدود ۲۰ درصد از جمعیت مفید و تحصیل کرده خود را از طریق مهاجرت به خارج از دست می دهد.[۶]
لهستان : آمار منتشر شده بانکها نشان می دهد که ۶۵ درصد جوانان لهستانی این کشور را به مقصد کشورهای خارجی ترک می کنند.[۷]
مالزی : بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ حدود ۳۰۵ هزار نفر از مالزی مهاجرت کرده اند. اغلب این افراد به چین ، هنگ کنگ و یا سنگاپور مهاجرت کرده اند[۸] آمارها نشان می دهد که کاهش ۳ درصدی رشد اقتصادی مالزی می توان از اینجا نشات گرفته باشد[۹] [نتیجه تصویری برای فرار مغزها]

چرا فرار مغزها اتفاق می افتد؟
تقریبا تمامی آمار منتشر شده کشورهای مختلف نشان می دهد که علت اصلی مهاجرت افراد از جمله افراد تحصیل کرده ( که ما اصرار داریم همه را مغز بنامیم ) امید به یافتن شرایط کاری بهتر است.آماری در زمینه اینکه افراد مهاجر آیا واقعا به آرزوی خود می رسند و اینکه در کشور مقصد چه اتفاقی برایشان می افتد دیده نشده است.بنا براین می توان شرایط اقتصادی و اشتغال را در این زمینه عامل اصلی دانست.با این حساب نتایج زیر می تواند فرضیه ای برای تحقیقات بیشتر باشد:
کشورهای بزرگ با جمعیت کمتر :کشورهایی که نسبت جمعیت به وسعت کمتری دارند مقاصد خوبی برای مهاجرت از چمله مهاجرت افراد تحصیل کرده باشند. آمارها نیز نشان می دهد که کشورهای کانادا ، استرالیا و تا حدی آمریکا در زمینه جذب این افراد پیشتاز هستند. البته این موضوع سابقه ای ۲۰۰ ساله در این کشورها دارد و چیز جدیدی هم نیست.این کشورها هنوز هم ظرفیت بالایی برای جذب افراد دارند.به عنوان مثال استرالیا با ۵ برابر وسعت ایران جمعیتی کمتر از ۲۳ میلیون دارد.
کشورهایی با رشد اقتصادی بالاکشورهایی رشد اقتصادی بالاتری از جمعیت خود دارند می توانند مقصدی برای ورود افراد باشند. در سالهای اخیر چین ، سنگاپور و هنگ کنک افراد زیادی را به خود جذب کرده اند.
کشورهای مرفه کشورهایی که وضعیت تجمعی اقتصادی خوبی داشته ( به دلیلی رشد سالهای قبل ) و از سطح رفاه نسبی بالایی برخوردار هستند مقصد بسیاری افراد برای مهاجرت هستند چرا که این کشورها مظهر زندگی بهتر هستند. ورودی کشورهایی حتی مثل قطر در این زمینه قابل توجه است. بنابراین کشورهای آمریکا یا کانادا یا کشورهای غربی می توانند مقصد خوبی برای مهاجرت باشند.
کشورهایی با رتبه دانشگاهی بالاکشورهایی با بهترین دانشگاهها و رتبه های علمی بالا مورد توجه افراد تحصیل کرده هستند. افرادی که تحصیلات بالایی دارند و می خواهند ادامه تحصیل دهند برای اسم و رسم و جاذبه هم که شده آرزو دارند به کشورهایی همچون آمریکا و سپس انگستان مهاجرت کنند. این جاذبه ایشان راجذب کرده وبعدازفارغ التحصیلی اگر این افراد کاری در همانجا پیدا کرده باشند به دلیل قطع ارتباطشان با کشور خود به احتمال زیاد در آن کشور خواهند ماند.
برند لذتبخش زندگی درکشوری اسم ورسم داربرند زندگی در کشورهای پیشرفته نیز عامل دیگری است. این موضوع باعث شده تا صرف زندگی در کشورهای پیشرفته ( ولو در وضعیتی بدتر از کشور خود ) به عنوان عاملی درونی و الیته بیشتر بیرونی موجب مهاجرت به کشورهای پیشرفته شود. افرادی که در کشور خود با شاه فالوده نمی خورند در کشورهای پیشرفته پست ترین کارها را انجام داده ولی دم بر نمی آوردند.

علل فرار مغزها/ از ژست های دروغین و سو استفاده گران تا مظلومین و محققین

۱- ژست های دروغین مغز بودن
موضوعی که در فرار مغزها دیده می شود ژستهای دروغین است. در بسیاری از موارد افرادی که بویی از مغc نبرده مهاجرت خود را به عنوان فرار مغزها جلوه داده و خود نیز آن را باور می کنند. در این زمینه می توان افرادی که به خارج مهاجرت می کنند را در دسته های زیر نشان داد. البته دلایل گفته شده قبلی برای خروج برای همه این افراد صدق می کند.

۲.عاشقان برند دانشگاهی
ایشان افرادی هستند که قبل از اتمام تحصیلات اقدام برای خروج می کنند.از این نوع افراد در دانشگاههایی مانند شریف ، امیر کبیر و علم و صنعت و. . . . دیده می شود. ایشان حتی منتظر فارغ التحصیلی نمی مانند و به فکر ماندن و به اصلاح خدمت کردن نیستند و اساسا به خدمت اعتقادی ندارند.این افراد غالبا جاذبه زندگی در کشور پیشرفته و با دانشگاه بهتر را انتخاب کرده و می گویند چرا نباید بروم ؟ من در کشورم جا نمی شوم و عمرم هدر شده و تلف می شود و احتمالا هم مرا جایی راه نمی دهند پس ابتدا به ساکن باید بروم.بسیاری از این افراد به ملیت خود نیز اعتقاد زیادی ندارند و این موضوع برایشان مهم هم نیست. در رتبه بندی های علمی الزاما این افراد جلوتر از افرادی که در ایران می مانند و استادی در بهترین دانشگاهها می شوند نیستند. لیست یک درصد برتر دانشمندان در هر رشته می تواند این موضوع را بیشتر باز کند.این افراد لازم هم باشد برای رسیدن به آرزوی خود ملیت کشور دیگر را قبول کرده و حتی به هنجارهای مذهبی خود نیز پشت می کنند. مهم آرزوست.برای جذب و نگهداری این افراد کاری نمی توان کرد.

۳.افرادی که شرایط برایشان فراهم نیست
برخی دوست دارند بمانند و اولویتشان کشور خودشان است. افرادی که بعد از اتمام تحصیلات و نیافتن کار مناسب آرزوهایشان اقدام به خروج می کنند.به این افراد ظلمی نمیشود ولی در اینجا به آرزو و خواسته خود نمی رسند و می خواهند شانس خود را برای خروج امتحان کنند. این افراد با داشتن امکانات و شغل مناسب قابل نگهداری هستند.

۴.کسانی که به ایشان ظلم شده
دسته سوم افرادی که به ایشان ظلم شده و برای همین کاری در شان خود نمی یابند و به کشور خود پشت می کنند.این افراد به حق و با بغض کشور خود را ترک می کنند.این نقطه بسیار محل تامل برای حکومت و دولت است.پارتی بازی ، باند بازی ، سیاسی کاری و فامیل بازی عامل اصلی این نوع از مهاجرت است.

۵.کسانی که میروند تا بازگردند
برخی مهاجرت می کنند که برگردند. بسیاری از افراد می روند اما باز می گردند. تمامی خروجی یک کشور را نباید خروجی بی بازگشت دانست. برخی می روند برای کار بهتر. به ایشان ظلمی هم نشده. کشور خود را هم دوست دارند. به محض بهتر شدن شرایطشان باز خواهند گشت. برخی نیز برای ادامه تحصیل می روند و قصد بازگشت دارند.برای این دسته از خروج ها هیچ جای نگرانی نیست. تجربه ایشان اگر اضافه شده باشد به درد کشور خواهد خورد.

۶.افرادی که از امکانات کشور سکوی پرتاب می سازند
بدترین دسته افراد خارج شده از نوع بدون بازگشت افرادی هستند که با امکانات کشور می روند و نمی آیند. این افراد در حالی که در کشور خود پروش می یایند و با امکانات کشور خود رشد می کنند و به مدارج بالای علمی میرسند از آنجا که در کشورهای پیشرفته تر ایشان را جذب خواهند کرد اقدام به خروج کرده و به تلاشها و امکانات کشور خود پشت می کنند. افرادی که با هزینه دولت بورس ایران می شوند و بر نمی گردند ، افرادی که برای فرصت مطالعاتی می روند و با خارج آشنا می شوند و از کمک کشور خود برای ارتقا و بازگشت سو استفاده می کنند و با یک پیشنهاد از طرف خارجی و یا خود با اشتیاق به کشور خود پشت می کنند.برای این افراد هیچ کاری نمی توان کرد و اصلا اشکال این است که برای ایشان کاری صورت گرفته است. این افراد به هیچ وجه نباید مورد توجه باشند هرچند که اغلب به دلیل زرنگی بالا با حالتی طلبکارانه از ملت و کشور خود نیز طلبکارند چرا که اگر زرنگ نبودند نمی توانستند امکانات کشورشان را برای خود سکوی پرتاب کنند.

[۱] “Iran Faced With Growing Brain Drain: Report”. Payvand.com. Retrieved 2013-12-18.
[۲] “Israel’s brain drain worsening – Israel News, Ynetnews”. Ynetnews.com. 1995-06-20. Retrieved 2013-12-18.
[۳] “Educational body: Israeli academia’s future bleak – Israel News, Ynetnews”. Ynetnews.com. 1995-06-20. Retrieved 2013-12-18.
[۴] British ‘brain drain’: Young talent quits UK for warmer economic climates — RT News”. Rt.com. 2013-01-23. Retrieved 2013-12-18.
[۵] Paterson, Tony (2007-06-01). “German brain drain at highest level since 1940s”. London: The Independent. Retrieved 2008-06-01.
[۶] Jornal de Notícias Archived September 21, 2007, at the Portuguese Web Archive Archived copy at the Portuguese Web Archive (October 28, 2005).
[۷] Special report: Finance for Poles in Britain. Jo Thornhill, Mail on Sunday, reports from Warsaw. November 4, 2007.
[۸] Malaysia’s Brain”. Asia Sentinel. 2010-02-18. Retrieved 2011-04-28.
[۹] “Social injustice main cause of country’s brain drain”. Malaysian Insider. 2011-04-28. Retrieved 2011-04-28.

image_print
Facebooktwittergoogle_plusredditmail

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *