سود بانکی

جای تاسف دارد، در اقتصاد ایران که رانت بیش از فعالیت مولد سود آور است ، توقع سود بالا و ریسک پایین چنان نهادینه شده است که به باوری عمومی بدل شده است.

در اقتصاد سود و ریسک هم راستاست و هر کسی که توقع سود بالاتری دارد باید ریسک بالاتری را هم پذیرا باشد ولی جای تاسف دارد، در اقتصاد ایران که رانت بیش از فعالیت مولد سود آور است ، توقع سود بالا و ریسک پایین چنان نهادینه شده است که به باوری عمومی بدل شده است.
در سالهای گذشته موسسات پولی که تحت عناوین گوناگون، قارچ گونه در جای جای کشور رشد کردند، با تکیه بر تجارت پول سودهای نجومی را برای جذب سپرده وعده می دادند، سودهایی که حتی تا ۴۰ درصد در سال نیز می رسید با همین باور مردم وارد بازار پولی کشور شدند و امروز بسیاری از سپرده گذاران بازندگان اصلی بازی ایشان هستند.
سوداگری پول که از تبعات بیماری هلندی اقتصاد ایران بود در سالهای پایانی دهه هشتاد و ابتدای دهه نود کار را به جایی رساند که تعداد شعب موسسات پولی از تعداد خرده فروشی ها در بسیاری از خیابان های پایتخت و شهرهای بزرگ پیشی گرفت.
متاسفانه در این بازار آنچه فضای بازی را برای این سوداگران پول بیش از پیش فراهم می کرد، اول سیاست غلط دولت دهم در زمینه دلالی پول و تزریق بی رویه نقدینگی به اقتصاد نیمه جان کشور بود و دوم توقع سود بالای بدون ریسک از سوی سپرده گذاران و صاحبان نقدینگی.
نگاهی به ارقام سپرده های جذب شده از سوی موسسات پولی که در این سالهای دچار مشکل شده اند تائیدی بر این ادعاست که توقع مردم از نرخ سود منطق اقتصادی پیروی نمی کند.
البته نباید فراموش کرد این توقع از سوی سیاستگذارانی بستر سازی می شود که نگاهشان به بانک مرکزی مانند یک قلک است که محل تامین کسری بودجه دولت و پوشاننده سوء مدیریت ها از طریق چاپ پول است، همین سیاست گذاران در سالهای قبل زمینه تورم دو رقمی پایداری را در اقتصاد ایران نهادینه کردند که در آن هیچ فعالیت اقتصادی که زیر ۴۰ تا ۵۰ درصد سود اصلا توجیه اقتصادی نداشته باشد و همین روند تا به امروز به جایی رسیده است که می بینیم همین توقع به منطق اقتصادی صاحبان نقدینگی تعمیم می یابد و نرخ های سود نجومی بدون ریسکی که از سوی موسسات غیر مجاز وعده داده می شود برای مردم باور پذیر می شود.
امروز اگر اقتصاد ایران بخواهد از بحران پولی که دامنگیرش شده است سر به سلامت به در ببرد باید اول به اصلاح نگاه مردم در زمینه سود انتظاری ایشان از سپرده گذاری و سرمایه گذاری بپردازد و دوم برای استقلال بانک مرکزی از خزانه دولت تدبیری جدی به کار گیرد در غیر این صورت بحران پولی و نارضایتی های ناشی از آن تا سالهای دامن دولت ها را در ایران رها نخواهد کرد و می تواند به بحران های اجتماعی بسیار شدید تر و خطرناک تر از امروز منتهی شود.

منبع: عصر اقتصاد

image_print
Facebooktwittergoogle_plusredditmail

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *