منو

برنامه اشتغال فراگیر دولت، مقدمه اضمحلال علوم انسانی است

چند روز پیش، اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور، برنامه اشتغال فراگیر سال ۹۶ را برای اجرا به کلیه دستگاه های اجرایی ابلاغ کرد؛ برنامه ای که بر اساس آن باید دولت در سال جاری، چیزی حدود یک میلیون شغل ایجاد کند و در این بین، وزارت علوم و دانشگاه ها نیز رسالت مهمی بر عهده خواهند داشت.
به گزارش «تابناک»؛ اینکه همه نهادهای دولتی از جمله وزارت علوم و دانشگاه ها نیز همراه با دیگر ارگان ها گام در مسیر اشتغال زایی بگذارند، به خودی خود، موضوع بدی نیست؛ اما نگرانی در رابطه نقش دانشگاه ها در این برنامه آنجایی ایجاد می شود که قرار است از این به بعد نظام رتبه بندی دانشگاه ها و اختصاص بودجه بر آنها نیز بر اساس اشتغال اجرا شود و رسالت اصلی دانشگاه از علم آموزی به اشتغال زایی تغییر کند.
ترغیب دانشگاه ها به تلاش برای اشتغال زایی و مشروط کردن بودجه و یارانه آنها به این مسأله، این نگرانی را ایجاد می کند که در دانشگاه های کشور، رفته رفته علوم محض و انسانی به حاشیه بروند و در کل جامعه از این مشکل خسارت ببیند.
دکتر مقصود فراستخواه، یکی از اندیشمندان حوزه علوم انسانی و اجتماعی کشور که سال ها به نقد مسائل اجتماعی کشور مشغول است و حجم بالای مطالعات وی در این حوزه ها بر کسی پوشیده نیست، در رابطه با اقدام جدید مسئولان کشور در تبدیل دانشگاه های کشور به ماشین اشتغال زایی نگرانی هایی را مطرح می کند که شنیدن آنها خالی از لطف نیست.
این منتقد اجتماعی در رابطه با ابلاغیه دولت به دستگاه های اجرایی در رابطه با اشتغال فراگیر به «تابناک» گفت: در این سیاست، وظیفه ایجاد سالانه یک میلیون شغل به دستگاه های مختلف اعلام شد که وزارت علوم هم وظیفه دارد با کمک دیگر نهادها در این زمینه فعال شود؛ اما این برنامه فراگیر ابلاغ شده آن قدر مبهم و چند پهلوست که می تواند چنین تفسیر و اجرا بشود که دانشگاه را به ماشین شغل سازی تقلیل دهد.
وی افزود: بر اساس اطلاعاتی که ما از این برنامه داریم، یکی از مهم ترین موضوعاتی که در وزارت علوم باید دنبال شود، رتبه بندی دانشگاه ها بر اساس توانشان در ایجاد اشتغال است که قرار است در ادامه تنظیم بودجه دانشگاه ها نیز بر اساس آن انجام شود.
فراستخواه با انتقاد از این سیاست دولت، تأکید کرد: این درست است که در رتبه بندی دانشگاه ها و در کنار همه شاخص های موجود موضوع توانمندی دانشگاه در ایجاد اشتغال هم باید لحاظ شود، اما اکنون شرایط آن گونه که باید، ایده آل است نیست و تنها ملاک رتبه بندی بحث اشتغال شده است؛ رفتاری که نشان از افراط در یک دوره و تفریط در دوره ی دیگر دارد.
این استاد دانشگاه با اشاره به آسیب های این نگاه به دانشگاه ها ادامه داد: اگر قرار است دانشگاه تنها بر اساس توانمندی در امر اشتغال طبقه بندی شوند، پس نقد اجتماعی، روشنگری اجتماعی، مسئولیت اجتماعی در برابر قدرت ثروت عدالت آزادی منافع ملی علم و گسترش دانش بشری و موضوع مهم استقلال دانشگاه چه می شود؟ آیا معنای این سیاست جدید جز این است که این مسائل مهم باید کنار گذاشته شود؟
نویسنده کتاب نظارت و ارزشیابی در آموزش عالی با تأکید بر وضعیت نامطلوب علوم انسانی و اجتماعی هشدار داد: با شرایط موجود دانشگاهی که به دنبال کشف حقایق بشری و مطالعات محض است، از درجه اعتبار ساقط خواهد شد و علوم محض، اجتماعی و انسانی در کشور رو به اضمحلال خواهد رفت.
این استاد دانشگاه در مورد راهکارهای درست تصمیم گیری در مورد اینچنین مسائلی نیز گفت: باید شرایطی فراهم شود که نهادهای پژوهشی مستقل نتایج تحقیق خود را در اختیار جامعه قرار بدهند و برای دولت، مخاطرات آینده زیستن در این سیاره را روشن کنند. به نظر من با شرایطی که وجود دارد، آینده علوم محض، علوم پایه، ریاضیات، فلسفه و بسیاری از علوم انسانی و اجتماعی و هنر در کشور ما رو به اضمحلال است و خسارات سنگینی به جامعه تحمیل می شود.
فراستخواه با اشاره به ضرورت پرهیز از آزمون و خطا در جامعه افزود: نحوه برخورد مسئولان با دانشگاه در دهه های گذشته به خوبی نشان می دهد که جامعه ما همواره در حال آزمون و خطاست. تصور کنید من به عنوان استاد دانشگاه مسیر خانه تا دانشگاه را به روش های مختلف می آیم و می روم تا بالاخره بهترین و سریع ترین راه را می یابم و آن را انتخاب می کنم. در این وضعیت من هزینه هایی داده ام، اما این هزینه بعد شخصی دارد و بسیار ناچیز است.
وی ادامه داد: حالا شما تصور کنید، جامعه ای را که در همه عرصه ها مدام در حال آزمون و خطاست. جامعه تحت هیچ شرایطی نباید آزمون و خطا کند. باید با کمک عقلانیت جمعی همیشه درست ترین راه توسعه را انتخاب کنیم. من از شما می پرسم اگر جامعه در این آزمون و خطاها خسارت ببیند ـ که البته بسیار هم سنگین است ـ چه کسی مسئولیت آن را بر عهده خواهد گرفت؟ آیا کسانی که بی توجه به عقلانیت جمعی و متکی به عقلانیت فردی جامعه را هدایت می کنند، این خسارات را بر عهده می گیرند.
فراستخواه تشریح کرد: برای رهایی از این مشکلات و آسیب ها باید خط مشی های عمومی و سیاست گذاری عمومی به نهادهای مستقل علمی و اجتماعی که البته حرفه ای هستند واگذار و اجازه داده شود دانشگاه هم مستقل فعالیت کند. باید هم نهادهای علمی و هم نهادهای واسطه ای برای جامعه آینده نگری کرده و با توجه به منافع همه فعالان اجتماعی، سیاست های پایه کشور را تنظیم کنند.
نویسنده کتاب دانشگاه ایرانی و مسألهٔ کیفیت با انتقاد از نحوه برنامه ریزی های آموزشی در ابتدای انقلاب و تکرار خطاها در شرایط کنونی ادامه داد: بعد از انقلاب اسلامی یکسری آمدند در ستادهای متمرکز حکومتی نشستند و مدام برنامه های پیش ساخته درسی نوشتند و به دانشگاه ابلاغ کردند تا اجرا کند، ولی این برنامه ها هم هزینه های سنگینی به جامعه تحمیل کرد و هم اینکه اکنون می بینیم نتیجه اش دانش آمودختگان بیکار است. حالا از این سوی بام می افتیم و محور برنامه های دانشگاهی را به امر اشتغال اختصاص داده ایم و قرار است از این به بعد، حمایت های مالی از دانشگاه بر اساس میزان اشتغال آفرینی آنها توزیع شود؛ این یعنی بی مقدار شدن علوم بنیادی و معرفت های محض؛ مثلا فلسفی و هنری و آزادی پژوهش های علمی. نهادهای علمی و دانشگاهی ما یا ضعیف هستند و یا اگر در سطحی هستند که می توانند حرفی برای گفتن داشته باشند، وابستگی شدیدی به دولت دارند و از این بدتر نهادهای واسط حرفه ای هم در کشور نداریم.
با تفاسیری که رفت، باید نشست و دید با تأکیدات ویژه دولت یازدهم به موضوع اشتغال زایی در دانشگاه ها چه سرنوشتی پیش روی رشته های علوم محض و انسانی خواهد بود؛ علومی که از حمایت های مالی محروم خواهند شد و با مشکلات بسیار دیگری از جمله کاهش متقاضیان نخبه رو به رو می شوند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *