منو

شبه پلاسکوها چشم انتظار رسیدگی؛ مسئولان زودتر می‌رسند یا حوادث؟!

با فروریختن پلاسکو، یکی از مهم‌ترین سوالاتی که در ذهن ایرانیان شکل گرفت، این بود که پس از پلاسکو نوبت کدام ساختمان ناایمن است که فروبریزد و فاجعه‌ای در ابعاد جهانی پدیدآورد و چگونه می‌توان از این اتفاق شوم پیشگیری کرد؟
به گزارش «تابناک»، آوار ناشی از فروپاشی پلاسکو بالاخره پس از ۹ روز گردآوری شد تا جای نخستین برج مدرن تهران را گودالی بزرگ بگیرد؛ جای خالی سازه‌ای که بیش از نیم قرن تصویر چهارراه استانبول را تزئین می‌کرد و زمانی که جاخالی داد، جان‌های زیادی گرفت و نگرانی از تکرار حادثه‌‎‌ای هولناک را به جان ایرانیان انداخت اما به نظر نمی‌رسد که تغییری در رویکرد مسئولان نسبت به وظایفشان در قابل پلاسکو و امثال پلاسکو پدید آورده باشد.
این را می‌شود از سکوت نهادهای مختلف در ۱۰ روز اخیر فهمید. در ده روزی که از فروریختن ساختمان پلاسکو می‌گذرد و عیب و اشکالات ساختمان های مشابه آن بیش از پیش خودنمایی می‌کند و نگرانی می‌آفریند. امثال ساختمان آلومینیوم که شبیه ترین ساختمان به پلاسکو در کشورمان است.
سازه‌ای کوتاه تر از پلاسکو که توسط سازنده پلاسکو بنانهاده شده و مثل آن، نیم قرن از عمرش می‌گذرد. ساختمانی که در زمان بهره برداری یکی از دو سه سازه بلند تهران و خاورمیانه بود و با دارا بودن آسانسور، حسابی خودنمایی می‌کرد، اما پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، به مانند پلاسکو مصادره و مالکیت آن به بنیاد مستضعفان واگذار شد تا گرد فراموشی روی نام و مشکلاتش را بگیرد.
بدین ترتیب عجیب نیست که می‌بینیم ساعاتی پس از فروپاشی پلاسکو، نگرانی ها از اوضاع وخیم ساختمان آلومینیوم اوج گرفت و نام این سازه نیز بر سر زبانها افتاد. نگرانی زیادی که یکی از دلایل اوج گیری اش، وقوع آتش سوزی در این سازه در مهرماه سال گذشته بود. حریقی که بامداد یک روز تعطیل بخش هایی از طبقات فوقانی ساختمان آلومینیوم را فراگرفت و اطفای آن توسط آتش نشانان چند ساعت زمان برد.
البته این سازه تنها ساختمان سن و سال دار و فرسوده پایتخت نیست و یادگارهای فراوانی از تهران دهه های گذشته در تهران وجود دارند که این روزها نگرانی از سلامتشان فراگیر شده است. اوضاعی وخیم که می‌توان برخی ساختمان های نوبنیاد را هم در صفشان قرار داد و از وقوع حوادث مشابه پلاسکو، با شدت و گستردگی بیشتر، بر خود لرزید.
مثل بازار علاالدین که به نوعی نامش با زشتی های زیادی عجین شده و به گوش بسیاری از هموطنانمان رسیده است؛ پاساژی با دارابودن واحدهای تجاری فراوان که ظاهرا روزانه پذیرای چند ده هزار مراجعه کننده است اما راهروهای باریک، تهویه نامطبوع هوا، فروشندگان متخلف، محصولات تقلبی، آسانسورهای هولناک و ده ها اشکال دیگر، آن را به پتانسیلی دائمی برای رقم خوردن فجایعی بزرگ در مقیاس جهانی تبدیل کرده است.
سازه‌‎ای که به رغم وجود این همه مشکل و معضل، با ساخت و ساز غیرقانونی یک طبقه بر بام آن از مدتها پیش در کانون اخبار قرار گرفته بود و رفع این تخلف بزرگ، زمان طولانی به طول انجامید. با این ملاحظه که نمی‌دانیم چگونه چنین ساختمانی با این حجم از مراجعه کننده، به هیچ الزام ایمنی پایبند نبوده و حتی به راه پله های مناسب و راه پله فرار، مجهز نشده است؟!
اشکالی که در پلاسکو موجب جان باختن شمار زیادی از آتش نشانان جان برکف شد. مردانی که تلاش برای رهایی شان از ساختمانی که در برخی طبقات راه پله هایش ریخته بود، حتی به کمک نردبان های آتش نشانی و خروج آتش نشانان از نمای پلاسکو نیز مقدور نشد تا در نهایت زیر آوار بی تدبیری گرفتار آمده و جان به جان آفرین تسلیم کنند. اتفاقی که شاید در صورت وجود راه پله های فرار رخ نمی‌داد.
با این حساب جا دارد که کمی به سازه های بلند مرتبه دور و اطرافمان دقیق شویم تا دریابیم شمار زیادی از این سازه ها، به ویژه در مناطق مرکزی تهران و بافت های قدیمی تر دیگر کلانشهرها، هیچ تطابقی با حداقل های اصول ایمنی ندارند و بروز هرگونه حادثه و حریقی می‌تواند به رقم خوردن فاجعه ای در بسترشان منتج گردد.
سازه‌هایی شبیه پلاسکو که شمارشان بسیار زیاد است و اگر مسئولان زودتر به دادشان نرسیده و دستور تخریب یا ترمیم و ایمن سازی شان را صادر نکرده یا وفق قانون با مالکان متخلفشان برخورد نکنند، حوادث سراغشان رفته و از دلشلن فاجعه هایی می‌آفرینند که فروریختن پلاسکو در قیاس با آنها می‌تواند شبیه شوخی باشد!

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *