منو

تغییر تیم اقتصادی کابینه یا تحول در برنامه‌های اقتصادی دولت؟

این روزها همزمان با وداع وزرای ورزش و جوانان، فرهنگ و ارشاد اسلامی و آموزش و پرورش از دولت تدبیر و امید، انتقادها درباره همخوان نبودن تغییرات با خواسته مردم مطرح شده و برخی بر این باور هستند که تیم اقتصادی دولت حسن روحانی به تحول نیاز دارد و برخی وزرا باید کابینه دولت را ترک کنند. پرسش این است که تغییر تیم اقتصادی بیشتر ضرورت دارد یا تحول در برنامه‌های اقتصادی دولت؟
به گزارش تابناک، کالبدشکافی سیاست‌های اقتصادی دولت سال‌های اخیر نشان می‌دهد که مهم‌ترین دستاورد اقتصادی دولت در حوزه داخلی بر مهار تورم از ۴۵ درصد در تابستان ۱۳۹۲ به کمتر از ۹ درصد در میانه سال ۱۳۹۵ بوده و البته نباید از یاد برد که دولت تدبیر و امید توانسته بود، نرخ رشد منفی اقتصادی ایران را پس از ۲ سال متوالی در سال‌های ۱۳۹۱ و ۱۳۹۳ به نرخ رشد ۳ درصد در سال ۱۳۹۳ افزایش دهد. هرچند نرخ رشد اقتصادی ایران عمدتا با افت شدید قیمت جهانی نفت در سال ۱۳۹۴ به نزدیک صفر درصد نزدیک شد و بانک مرکزی هم در اقدامی تامل‌برانگیز و مبهم از انتشار جزییات نرخ رشد اقتصادی ایران از ابتدای سال ۱۳۹۴ تاکنون شانه خالی کرده است.
با فرض اینکه به گفته ولی‌الله سیف، رئیس کل بانک مرکزی نرخ رشد اقتصادی ایران در بهار امسال به بالای ۵ درصد رسیده باشد، هرچند باز هم از انتشار جزییات آن خودداری شود، این احتمال نزدیک به یقین را نمی‌توان از نظر دور داشت که سهم درآمدهای نفتی ایران به سبب افزایش تولید و صادرات نفت، در رشد بالای ۵ درصد پررنگ‌تر خواهد بود.

چرا باید تیم اقتصادی دولت تغییر کند؟
منتقدان سیاست‌های اقتصادی دولت و البته برخی کارشناسان اقتصادی بر این باور هستند که میانگین سنی تیم اقتصادی دولت بالاست و تحرک لازم را ندارد و از سوی دیگر، برنامه‌ای که برخی وزرا از جمله محمد رضا نعمت‌زاده، وزیر صنعت، معدن و تجارت و عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی در پیش گرفته‌اند، نمی‌توان ضامن موفقیت دولت حسن روحانی در عرضه اقتصادی باشد و آن‌گونه که انتظار می‌رفت این دو وزیر نتوانسته‌اند به مطالبات مردم برای خروج اقتصاد کشور از رکود با رونق بخشیدن به صنعت و تولید کشور و همچنین بازار مسکن پاسخ دهند.
همین رویکرد انتقادی به سیاست‌های اقتصادی دولت باعث شده تا جهت‌گیری دو وزارتخانه کلیدی اقتصادی کشور در زمینه استفاده از فضای پسابرجام در جذب سرمایه‌گذاری خارجی از جمله تفاهم و توافق با کشورهای عمدتا اروپایی نظیر توافق وزارت صنعت، معدن و تجارت با شرکت‌های خودروسازی فرانسوی و ایتالیایی و یا اقدام وزارت راه و شهرسازی برای خرید هواپیما از شرکت‌های ایرباس فرانسه و بوئینگ آمریکا با علامت سؤال مواجه شود.
دلیل دیگری که برخی بر ضرورت تغییر تیم اقتصادی کابینه تأکید می‌ورزند این است که اعضای کابینه دولت از وزرای اقتصادی گرفته و دیگر چهره‌های اقتصادی دولت، از تحرک و تخصص لازم برای پیشبرد برنامه‌های دولت متناسب با مطالبات ملت در بهره‌برداری از فرصت‌های سرمایه‌گذاری پسابرجام برخوردار نیستند و به همین دلیل، تیم اقتصادی دولت نتوانسته از میوه‌های ناشی از تلاش‌های تیم دیپلماسی کشور، بهره‌مند شود. از این حیث واکنش حسن روحانی، رئیس جمهوری در هفته گذشته مبنی بر اینکه درخت سیب و گلابی کاشته‌ایم و باید منتظر میوه‌های آن بود، نشان می‌دهد که رئیس جمهور همچنان امیدوار به نتیجه روشن و مثبت مذاکرات تیم اقتصادی دولت با کشورها و شرکت‌های خارجی است. خطر اما این است که از یک سو میوه‌های مورد انتظار دولت در موعد مورد انتظار قابل برداشت نباشد و یا اینکه حراست از باغ‌های امید و میوه‌های تدبیر اقتصادی دولت در پسابرجام به واسطه ضعف تیم اقتصادی دولت از یک سو و عهد‌شکنی طرف‌های خارجی با مخاطرات جدی مواجه شود.

تردیدی نباید کرد که انتظار برای تغییر و تحول در تیم اقتصادی دولت برای تحرک بخشیدن به اقتصاد ملی و حفظ امید مردم به بهبود شرایط یک ضرورت است و این مهم هم در عرضه توجه جدی و عملیاتی به اجرایی کردن سیاست‌های اقتصاد مقاومتی اهمیت دارد و هم انتخاب وزرا و مدیران اقتصادی که واقعیت‌های اقتصاد بین‌الملل و شرایط پسابرجام را درک کنند و به جای دل‌بستن به سیاست وزارت‌خانه‌ای و بخشی‌نگری، دارای قدرت مذاکره، چانه‌زنی بالا، تخصص کافی در عرصه دیپلماسی اقتصادی کشور باشند.
نکته مهم اینکه صرف تغییر تیم اقتصادی کابینه دولت حسن روحانی، بدون تحول و در انداختن طرحی نو و نهضتی فراگیر با استفاده از نظرات و دیدگاه‌های کارشناسان و خبرگان اقتصادی دولت نتیجه بخش نخواهد بود. چرا؟

برنامه‌های اقتصادی دولت، تفکر اقتصاددانان با مدیریت مهندسان
اقتصاد ایران در نزدیک به چهار دهه گذشته همه گونه آزمون و خطا را هم در سیاست‌گذاری و ریل‌گذاری اقتصادی و هم در عرصه اجرا و عمل تجربه کرده است و برآیند آنچه در آیینه اقتصاد ایران مشاهده می‌شود، تلفیقی ناموزون، نامتجانس و پرهزینه از سیاست‌های اقتصادی مبتنی بر نظریه‌های آزادسازی اقتصادی و کنترل اقتصادی با نقش‌آفرینی دولت است. آیینه غبار گرفته فضای اقتصادی ایران و اعوجاج در برنامه‌ها و راهبردهای اقتصادی ایران البته محصول و نتیجه کارنامه اقتصادی همه دولت‌ها و مجالس گذشته بوده و نمی‌توان و نباید از عبرت‌های گذشته برای محکوم کردن همدیگر و موفق نشان دادن خود بهره برد. مهم این است که از مدیریت اقتصادی کشور با استفاده ناقص و ابتر از نظریه‌های آزادسازی اقتصادی و کنترل و مدیریت برآمده از مدیریت دولتی و شبه دولتی فاصله گرفت و باور کرد که ترکیب تیم اقتصادی دولت‌ها با انتخاب وزرای اقتصاددان یا اقتصادخوانده در وزارتخانه‌ها و نهادهای فرابخشی نظیر وزارت اقتصاد و دارایی، سازمان برنامه و بودجه و یا بانک مرکزی از یک سو و انتخاب وزرای دارای تحصیلات مهندسی به سبب تجربه مدیریتی‌ آنها در وزارتخانه‌های بخشی‌گرایانه اقتصاد شامل وزارتخانه‌های صنعت، معدن و تجارت، راه و شهرسازی، و … می‌توان بر دشواری‌ها فایق آمد و به اهداف سند چشم‌انداز ۲۰ ساله نظام که کمتر از ۱۰ سال تا آن موقع وقت باقی است، دست یافت.

گفت وگوی ملی اقتصادی با سیاست درهای باز
به گزارش تابناک اقتصادی، مهم‌ترین انتقادی که می‌توان بر سیاست‌ها و جهت‌گیری‌های اقتصادی دولت حسن روحانی و شخص رئیس جمهوری محترم وارد دانست، دوری جستن از استفاده از نظرات خبرگان اقتصادی و شنیدن دیدگاه‌های اقتصاددانان شناخته شده کشور از یک سو و اعتقاد عمیق به نسخه پیشنهادی، مشاور ارشد اقتصادی رئیس جمهوری است. البته این پیوند و انتخاب برای پرهیز از تشتت آرا و برنامه‌های اقتصادی دولت و اختلاف در تیم اقتصادی کابینه از یک منظر شاید درست به نظر برسد، اما از منظری دیگر باعث خواهد شد تا دولت در بازطراحی برنامه‌های اقتصادی خود از دیگر ایده‌ها، نظرها و پیشنهادها و آگاهی از خطاها و انحراف‌های رخ داده در برنامه‌های خود محروم بماند.
انتظار می‌رود آقای دکتر روحانی، بدون در نظر گرفتن فضاسازی‌های احتمالی و برداشت‌های سیاسی متصور، یک بار هم که شده جمعی از شناخته‌شده‌ترین و خبره‌ترین اقتصادانان و اساتید برجسته داخلی و خارجی را دعوت کند تا در یک گفت وگوی حتی چندین‌ ساعته اما صریح وبی‌پرده ـ چه علنی باشد یا غیرعلنی ـ راه و بیراه پیش روی اقتصاد ایران را ارزیابی دقیق کنند و پیش از هر کار و گرفتار شدن در چاله‌های ناشی از آزمون و خطاهای اقتصادی، به این جمع‌بندی ملی برسند که آیا تغییر تیم اقتصادی دولت ضرورت دارد یا نهضتی نو در برنامه‌ها و سیاست‌های اقتصادی ایران برای شرایط پسابرجام با استفاده از ظرفیت‌ها و فرصت‌های برآمده از سیاست‌های اقتصاد مقاومتی. آیا رئیس جمهوری محترم به سیاست‌ درهای بسته و استفاده از تفکر خاص در اقتصاد و کم توجهی به دیدگاه‌ها و نقدهای دیگر خبرگان و اقتصاددانان کشور پایان خواهد داد و درهای هم‌اندشی و همفکری درباره اقتصاد ایران را بازخواهد کرد؟

image_print

نوشته ها و مقالات مرتبط:

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *