منو

گناه من این است که «پرستار» شده‌ام‏

«ن . ق» پرستار بالین شاغل در بیمارستان های تهران در نامه ای به بیان مشکلات جامعه پرستاری در بیمارستان پرداخت و گفت: حیفم آمد تجربیات و ماحصل سالها خدمتم را توام با چاشنی طنز تلخ آن به گوش دوستان هم وطنم خصوصا پشت کنکوری ها نرسانم.
به گزارش مهر، وی می نویسد:

می خواستم عکس پاویون خودمون را بزارم، کنار انباردار و ملافه که یک پتو پهن کردم با سرم یک لیتری به عنوان بالش زیر سر گفتم تند روی است و باعث عدم استقبال دانشجویان و کنکوری ها می شه، در نهایت به نظرم آمد که گفتنی ها را باید گفت شاید در تصمیم گیری ها تغییر کند، شاید اگر یکی از قبل به من می گفت امروز هرگز یک پرستار نبودم، لذا می گویم که جوانان مشتاق علاقمند به پرستاری بخوانند و با ویژگی های شغلی البته «نوع بالینی» این شغل بیشتر آشنا شوند.

درآمد یک پرستار
تا آنجا که بنده در جریانم از ۱۰۰ درصد درآمد بیمارستان ۶۰ درصد مال چند پزشک متخصص بیمارستان است و حدود ۲۷ درصد درآمد بیمارستان، بین کل کادر غیر هیئت علمی تقسیم می شود که پرستاران جزو این زیر مجموعه هستند.
با ۲.۵ برابر شدن تعرفه های پزشکی و افرایش درآمد بیمارستان همان ۶۰ درصد هم ۲ تا ۳ برابر شد و کارانه چند دهم درصد یک پرستار هم ۲ تا ۳ برابر، نتیجه اینکه حداقل ۱۰۰ میلیون یک متخصص هیئت علمی شد ۳۰۰ میلیون تومان و کارانه ۳۰۰ هزار تومانی ما حداکثر یک میلیون تومان شد.
اگر این شکاف عمیق تر و تبعیض فاحش تر را افزایش می نامند، بنامند. اما سئوال این است چرا این افزایش حقوق!!! اعتراض پرستاران را بیشتر کرد آیا علت آن تبعیض بیشتر نبود. در عربستان اختلاف درآمد پزشک و پرستار به ۲ برابر هم نمی رسد و در کشور خودمان هم تا قبل از اجرای طرح من درآوردی نظام کارانه اختلاف ها در حد ۲ تا ۳ برابر بود.

پاویون های پرستاری
مسئولین می گفتند مبلغ ۱۰ میلیون تومان بودجه برای تجهیز پاویون در هر بخش بیمارستان اختصاص داده اند این درحالی است که در اکثر بیمارستان ها به پاویون های پرستاری اهمیتی داده نمی شود. شاید وزارت بهداشت بودجه را به بیمارستانها داده است و در جایی دیگر خرج شده است.

از همین جا شروع می کنم و پاویون بخش خودم را توضیح می دهم.
در بیمارستانی که من هستم در اکثر بخش ها پاویونی وجود ندارد و بعضی از بخش ها مثل بخش های ویژه در فضایی که انبار دار و یا تجهیزات و… محسوب م یشود چند تخت تعبیه شده است بنام پاویون.
جهت اطلاع شما همکار دیگرم هم در بیمارستان دیگر، می گفت؛ پاویون ما کلاس درس پزشکان است که شب ها خالی است و با صندلی های تاشو در آنجا استراحت می کنیم.
او می گفت محل خواب و تعویض لباس پرستاران خانم و آقا و حتی سرویس بهداشتی پرستاران در تمام شیفت ها فقط یک اتاق در حد ۶ متر است که تا سقف کمد دارد و یک میز در وسط و برای تعویض لباس و استفاده از سرویس بهداشتی به نوبت داخل شوند، خواستید بفرمایید بازدید.
بنده با ۲۳ سال سابقه کار در حین شبکاری به علت انبوه کارهای دفتری و نبود منشی و کمک بهیار و خدمه و نگهبان در شیفت شب یا استراحت نکرده ام و یا ۲ ساعت در آبدارخانه کوچک در صندلی تاشو استراحت کرده ام. صبح هم به جای تشکر و خسته نباشید بابت نگذاشتن پرونده های فلزی بیماران در بالای لاکر بیمار مورد مواخذه لفظی سرپرستار قرار گرفته ام!!

پرستار خوب، بد، زشت
مایه تعجب است که فقط و فقط به مستند سازی اهمیت داده می شود. یک «پرستار خوب»، پرستاری است که مستند ساز خوبی باشد!! پرستاری که به بالین بیمار اهمیت می دهد و فرصت مستند سازی ندارد « پرستار بد» است!!
پرستار زشت هم که میشه پرستاری که به این آشفته بازار نظام سلامت نگاه می کنه و بجای سکوت اعتراض می کنه این همون «پرستار زشت» است.

فرایند پذیرش یک بیمار
بیمار پذیرش می شود. ابتدا در دفتر ادمیت تمامی مشخصات و حتی نوع بیمه توسط پرستار پر می شود. در قسمتی از این دفتر گزارش پرستاری کوتاهی نوشته می شود. مانند هوشیاری و نحوه ورود بیمار و سطح مراقبتی و…
سپس اگر بیمار هوشیار بود شرح حال در ۲ صفحه از بیمار دریافت و در پرونده بایگانی می شود. جالب اینجاست که آنقدر سطح پرستاری بالاست که این شرح حال از شرح حال پزشکان محترم کاملتر است!!
سپس در پرونده فلزی مجددا گزارش پرستاری تکرار می شود. در آی سی یو در چارت مخصوص مجددا این گزارش تکرار می شود !!
یعنی در آی سی یو با توجه به بد حال بودن بیمار به خصوص در بدو ورود و نیاز فوری به مراقبت ویژه پرستار کشیک باید ابتدا این روند و فرایند را تکمیل کند. البته از حق نگذریم خوشبختانه چون بیمار از اورژانس یا بخش پذیرش می شود برگه شرح حال قبلا توسط پرستاران خوب مستند ساز تکمیل شده است!!

پرستاری در بخش های جنرال
در بخش ها باید مرتب مستند سازی کنی که فلان آموزش به بیمار داده شد و از بیمار و یا همراه او امضا بگیری
سفتی باکس در اتاق ها منسوخ شده و پرستار باید با ترالی حتی برای گرفتن یک قند خون با گلوکومتر بر بالین بیمار حاضر شود . جالب اینجاست که ترالی هم سفتی باکس ندارد و لانست و یا سرسوزن آلوده داخل سبد مخصوص روی ترالی گذشته میشود و بعد از طی مسافتی وارد اتاق کار میشوی و آن را داخل سفتی باکس میریزی!!
اگر پرستار بدی بگوید که سبد آلوده به خون و ترشحات شده. می گویند که توسط کمک بهیار شسته می شود. البته اگر کمک بهیار وجود داشته باشد!!
می گویند ری کپ کردن (جدا کردن سرسوزن از سرنگ) ممنوع است. سر سوزن آلوده در سبد رها می شود و با توجه به فشار کاری احتمال نیدل استیک شدن (فرو رفتن سوزن آلوده در دست) افزایش می یابد.
سوپر وایزر محترم مهمترین کارش چک کردن پرستاران برای استراحت نکردن زود هنگام و نیز بررسی سطل های زباله است.
خدا نکند که بیماری ست سرم خود را بدون اطلاع پرستار خارج کند و در سطل زباله عادی بیندازد. مهم نیست که به جای پرستار بیمار یا همراهی بیمار ست سرم را از آنژیوکت جدا می کند و هپارین لاک کنند (بستن درب آنژیوکت). مهم این است که زباله عفونی داخل زباله عادی نشود!!
برای صرفه جویی در مخارج بیمارستان جهت امحاء زباله های عفونی باز این پرستار است که باید دست به کار شود. اگر چه از محل این صرفه جویی و توبیخ شدن ها و کسر اف شدن ها، پرستار بد و خوب هیچ نصیبی از لحاظ مالی نمی برد.
پزشک دستور پنتازول تزریقی می دهد و پرستار علاوه بر ثبت در کامپیوتر باید از پزشک محترم درخواست کند که برگه جدایی هم مهمور کند.
پزشکان محترم درخواست مشاوره و سیتی اسکن و ترانس خون و مخدر می دهند و تا پرستار به خود بجنبد بخش را ترک می کنند بدون اینکه برگه های درخواستی را پر کنند.
من پرستار کارشناس دانشگاهی برای ترانس فرآورده های خونی باید مرتب پزشک یا اینترن را جستجو کنم تا دستور انتقال فرآورده خونی از بانک خون را صادر کنند.
جالب اینجاست که دستور ترانس فرآورده خونی در پرونده توسط پزشک درج شده است. اما من پرستار برای گرفتن پکسل باید در برگه جدا دستور پزشک را داشته باشم.
نتیجه: فرآورده خونی از زمان دستور پزشک و ثبت در پرونده تا ترانس آن پروسه ای را طی می کند که باعث می شود با وقفه زمانی طولانی ترانس شود.

از ابتدای شیفت تا صبح می دوم باز هم همه از من ناراضی هستند
در بخش های جراحی بیمار از درد به خود می پیچد. اما دستور تزریق مخدر PRN (در صورت نیاز بیمار) ممنوع است و باید هر بار مزاحم پزشک شوی و او را پیدا کنی و دستور STAT بگیری.
نتیجه : با توجه به درد شدید بیمار تزریق مخدر فرآیندی طولانی دارد که باعث نارضایتی بیمار می شود.
نتیجه مهمتر: آدم بده بیمارستان پرستار است!!
تو پرستار بد، بر اثر فشار کاری و انبوه کار و مستند سازی اگر کوچکترین خطایی بکنی نابخشودنی است. کسر اف می شوی و تهدید به کسر کارانه. شیفت های موظفی و اضافه کاری های اجباری را صرفا برای تنبیه و نه نیاز بخش، چنان ارنج می کنند که پشیمان می شوی!!
جدیدا مد شده که علاوه بر این تنبیهات مرتب از این بخش به بخش دیگر فرستاده می شوی. گاها هر روز بخش تو تغییر می کند.
مگر می شود که هر روز حکم کارگزینی تغییر کند؟!
واقعا ما به کجا می رویم ؟ ما در حال پیشرفت هستیم یا پسرفت؟
بر نحوه صحیح قوانین چه کسی نظارت دارد و برداشت های سلیقه ای از قانون در بیمارستان ها و بخش های مختلف چه پیامدهایی در پی دارد؟

تعطیلات اجباری در روزهای خلوت بخش
وقتی تمام بخش از بیماران بد حال پر می شود و کمکی در کار نیست، باید یک پرستار دونده ماهری باشد و مواظب باشد که هنگ نکند اما وقتی تعداد بیماران در یک بخش کاهش می یابد و فشار کاری کمتر است، در اولین فرصت به یکی از پرستاران اف اجباری داده می شود و یا او را مجبور می کنند که به بخش دیگری برود و انجام وظیفه کند.

قضیه یک بام و دو هوا
بهترین فضا و امکانات در اختیار کادر اداری است. اولین بودجه نوسازی برای هر بیمارستان در امور اداری و ساختمان ریاست خرج می شود و از ته مانده آن شاید بخش ها رنگ و لعابی بگیرند.
برای کادر اداری شاید در ابتدا و اواخر برج اندکی فشار کاری افزایش می یابد. اما کسر آف و تعدیل نیروی انسانی هرگز در کار نیست. تنبیه توبیخی در کار نیست. به سادگی اضافه کار تشویقی به آنها تعلق می گیرد. در یک کلام، ریاست هوای آنها را دارد.
اما من پرستار در بدترین شرایط انجام وظیفه می کنم. حق استراحت ندارم اگر چه اصلا فرصت استراحت ندارم. پاویونی ندارم. از ابتدای شیفت تا صبح می دوم و همه از من ناراضی هستند. از بیمار گرفته تا همکار پرستار و کمک بهیار و خدمه و پزشک و سرپرستار و سوپروایزر و مترون. حق دارند چون بزرگترین گناه من این است که یک پرستار بالین هستم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *