منو

مدیریت مخلصانه یا مدیریت مخلسانه؟

علی روندی / سایت الف


در چند ماه گذشته اتفاقی خجسته به نام افشای فیش نجومی مدیران کشور روی داد و بدون واسطه ی (م.م) و (ب.ز) و سایر حروف ابجد مردم توانستند ببینند که آب گل آلود اقتصاد ایران از لوزان و وین و واشنگتن زلال نخواهد شد، مردم گرچه این رویداد را به صورت افواهی شنیده بودند ولی شاید هیچگاه تا این حد افکار عمومی را تحت شعاع قرار نداده بود خصوصا” اینکه تایید مقامات کشوری را هم به دنبال داشت.
در این بین هرگاه آتشی برفروزد خشک و تر را با هم می سوزاند، یکی از اصول مهم روانشناسی اصول چندگانه تداعی معانی و تعمیم یک امر به مشابه است، خصوصیت تعمیم دهی مسائل اجتماعی به سایر موارد سبب می گردد تا کلیت مسئولین زیر سوال روند و مردم مدیران مخلص را نیز مخلس بدانند.
تاسف آور اینکه آقای نوبخت فردی مانند صفدر حسینی را ذخیره نظام نامید در حالی که ذخیره نظام همین مردم کوچه و بازار هستند که درپی لقمه ای حلال صبح را به شب می رسانند و همواره در حل مشکلات و معضلات و تهیه اولین لوازم زندگی چون هزینه مسکن و درمان درمانده اند.
وقتی مدیریت صفدرانه جای مدیریت جهادی را گرفت مولفه های ما تشنگان خدمتیم نه تشنگان قدرت به ماتشنگان ثروتیم تغییر می کند آنجاست که به فرموده امیرالمومنین علیه السلام خائن کردار زشت خویش را با جرات بیشتری تکرار می کند و خادم دلسرد و بی قید می شود.
در دهه چهارم انقلاب هستیم وجود صدها صفدر که مجموعا” ماهیانه صدها میلیارد تومان از بیت المال را به غارت برده اند کمتر از مصداق محارب مسلح نیست زیرا محاربان سلاح بدست از جنس ما نیستند ولی مدیران مخلس، سلاح به دستانی هستند که درست کنار ما ایستاده و دست بر ماشه شقیقه اعتماد عمومی را نشانه رفته اند.
برای من شهروند درجه سه سخت تر بیان تفسیرهای عجیب حمایت آمیز است، اینکه وزیر بهداشت تهدید می کند اگر پزشکان حقوق آنچنانی نگیرند دوباره بازار زیرمیزی رونق می گیرد و این گونه اطبای گرانقدر در ورطه تباهی و فساد می افتند یا اظهارات سخنگوی دولت که با آن لبخندش سوهان اعصاب می شود، همگی نیشتری می گردند که تمام تار و پود فکری را ویران می کند شگفتا کسی نیست بگوید آقای وزیر قاطعانه با زیر میزی و رو میزی غیر قانونی برخورد کن یا آقای سخنگو خدا تعداد ذخیره هایت را کم کند که اگر این ذخیره هاست پس فیکس هایت چگونه اند! به راستی چه زشت است حرکت کسانی که عده ای که خوشنام نیستند را ذخیره انقلابی بنامند.
در دهه چهارم انقلاب مدیرانی توانمند رشد کرده اند که پیشرفت های عظیم کشور در بسیاری از عرصه ها را مدیون مدیریت مجاهدانه آن ها هستیم ولی افسوس سیاهی عملکرد عده ای قلیل، می تواند زلال ترین و درخشان ترین دستاوردهای مادی و معنوی را مخدوش کند اکنون باید پرسید چرا باید به جای زدودن سیاهی، دست هایی آگاهانه یا ناآگاهانه با گفتار و کردار خود مشوق کژی های اقتصادی و اجتماعی شوند؟
وجود مدیریت مخلسانه پیامدهایی دارد از جمله:
۱سهل ترین نتیجه تحت شعاع قرار دادن همه ی فعالیت های اقتصادی و فرهنگی است در بعد فرهنگی مقاومت منفی ایجاد می نماید به فرد بی حجاب تذکر دهی فوراپاسخ می دهد مشکل از چند تار موی من نیست، از نظر اقتصادی نیز ایجاد طبقات اجتماعی در قالبی شبیه ارباب و نظام رعیتی نوین را در اذهان پدید می آورد.
۲اطلاعاتی به ذهن ما وارد می شود که برای منظم کردن و دریافت بهتر اطلاعات ضمیر انسان دست به مصداق سازی و تعمیم می زند به همین سبب خاطیان و خادمان در یک سبد و یک کفه ترازو نهاده می شوند و این اختلاط ناهمگون سبب دلسردی و تحلیل توانایی کسانی می شود که مخلصانه و مدبرانه کار می کنند.
۳بر اساس تئوری های انقلاب بعد از سپری نمودن سه مرحله انقلاب می تواند از ریل تکاملی خود منحرف و سیر قهقرایی به خود گیرد که این سه مرحله به شرح زیر است:
اول – افراد اهداف انقلاب را نخستین آرمان خود می دانند که برای رسیدن به آن دست به هر نوع فداکاری می زنند، مانند بسیجیان و خادمانی که در مجلس اول بدون حقوق کار می کردند.
دوم – افراد هم به فکر آرمان ها هستند هم منافع شخصی خود، می توان آن را نگاهی بینابینی دانست که محافظه کارانه می خواهد تضمینی برای آینده خود داشته باشد.
سومانقلاب با فساد لایه های فوقانی مواجه می شود که اندک اندک زنجیره ای و سیستمی موریانه وار به انقلاب حمله می کنند و باورهای عمومی را لگدکوب می نمایند در این حال بخش اعظمی از مردم که سیستم نابرابری اقتصادی را می بینند متحیرانه به فضایی می نگرند که نگرش عمومی را به همه چیز برای خودم تغییر داده است.
جدای از بحث فیش های نجومی باید با پدیده زشت هزینه های نجومی هم برخورد شود آیت الله جنتی در ۱۱ مرداد ۹۵ در اظهاراتی کم سابقه خرید و فروش رای را به عنوان امری که در حال عادی شدن است تایید کردند.
رییس شورای نگهبان بیان داشت: « یکی از مشکلات عمده در جریان برگزاری انتخابات خرید و فروش آراست که متاسفانه رواج زیادی پیدا کرده است و همین مسئله باعث می‌شود مجلس شورای اسلامی مرکزی برای سرمایه‌داران و پول‌داران باشد، یعنی هر کسی پول بیشتری دارد می تواند مجلس برود که باید جلوی تمامی تخلفات در انتخابات گرفته شود »
فردی با داشتن سواد و ویژگی های عالی برای ورود به مجلس لااقل باید ۳۰۰ میلیون تومان کنار بگذارد با توجه به اینکه برخی اقلامی چند برابری را هزینه می کنند ورود به دایره تصمیم گیری برای عموم نخبگان مشکل می شود؛ ماحصل این امر تبدیل مجلس به مکانی ست که صدها سرمایه دار به دور از غم و بحران مالی دورهم نشسته اند و همین نمایندگان نمی توانند با حقوق ماهی ۱۰ میلیون در۴۸ ماه اصل سرمایه ای که خیرخواهانه! صرف کرده اند را به دست آورند اکنون باید پرسید این عزیزان در سمینارهای مختلف زیر کولرگازی برای کارگری که در گرمای ده ها درجه عرق می ریزد چه برنامه ای خواهند ریخت؟ اصلا” غم گرفتار در سیلاب بیماری را درک می کنند؟ لذت رانندگی با پراید چطور؟
بنده اعتقاد دارم وقتی نمایندگان و وزرای سرمایه دار که خود سهام دار شرکت ها و بانک ها هستند سکان برنامه ریزی را به دست گیرند و ( ب – ز ) و ( ص- ح ) مواخذه نشوند باید منتظر اختلاس هایی از سوی مدیران مخلس البته با رقم بیشتر و درشت تر باشیم.

تملک سرمایه محدودیت ندارد غربی ها هم با وجدان تر و معتقدتر از ما نیستند فقط با مکانیزم های ابزاری، انسانی و قانونی تلفیقی ایجاد کرده اند که عبور از چراغ قرمزها را محدود می کند و در این بین عالی ترین مقامات هم نمی توانند از شمول پرداخت وجوه کشوری از قبیل عوارض و مالیات مستثننی شوند و دست تعدی به اموال عمومی را از سوی هرفردی در هر پست و جایگاهی بسته اند.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *