منو

مسئولان ارشد ورزش در نقش توریست در برزیل!/ فقط افسوس باید خورد

فقط نام ها را مرور کنید. نصرالله سجادی ، معاون ورزش قهرمانی، کیومرث هاشمی رئیس کمیته ملی المپیک، شاهرخ شهنازی دبیرکل کمیته ملی المپیک،غلامرضا شعبانی بهار معاون ورزش همگانی ورزش وامیررضا خادم ،معاون حقوقی و پارلمانی وزارت ورزش. این ها همه رفته اند ریو و قرار است ناظر بازی های ملی پوشان ایرانی باشند. مدالی که کیمیا علیزاده برای ایران گرفت ، بی شک مهمترین مدال ورزش ایران است اما هیچ یک از این ها در سالن نبودند. کجا بودند؟ مشخص نیست اما این مشخص است که هیچ یک از این بزرگواران که خیلی های شان اصلا مهم نیست به چه دلیلی این همه هزینه سفر روی دوش کشور گذاشته اند ، حتی باور نداشتند که یک دختر می تواند برای کشورمان مدال بگیرد. این نوع نگاه متاسفانه فقط جای افسوس باقی می گذارد.

« مجالی برای راه انداختن جنبش سفر توریستی به المپیک ممنوع »
به نوشته خبرآنلاین، محمدرضا آخوندی- عضو ایرانی هیات برگزاری مسابقات وزنه برداری المپیک ریو؛ راستش اینکه هیچ کدام از معاونان وزارت ورزش و مسئولان ارشد کمینه ملی المپیک در چنین رقابت مهمی حضور نداشتند ، به خودی خود اتفاق عجیبی است. ولی فکر می کنم بهتر است از این فرصت استفاده کنیم و درباره مسئله مهمتری بحث کنیم. بالاخره باید این سئوال را به همین بهانه بپرسیم که واقعا وقتش نرسیده استتا برای اعزام ها به رخدادهای مهم ورزشی،یک نظام نامه اعزام داشته باشیم؟ اینکه یک تعریفی برای حضور همراهان در المپیک داشته باشیم؟ یعنی مثلا همه بدانند که چرا در فدراسیون دوومیدانی احسان حدادی مربی اش را با خود می برد اما هیچ لزومی برای وجود ندارد که مربی خانم لیلا رجبی را ببرند و نمی برندآیا مثلا دلیل این اتفاق می تواند بزرگی اسم احسان حدادی باشد و تفاوت جایگاه او با لیلا رجبی؟ متاسفانه وقتی این اعزام ها را بررسی کنیم ، می بینیم بیشتر سلیقه ها اعزام ها حاکم است.البته این خود وزارت ورزش و کمیته ملی هستند که بخش عمده ای از همراهان بیکار را به رخدادهای مهم اینچنینی می برند. شاید این اتفاق نرفتن همزمان مدیران ارشد ورزش به سالنی که کیمیا علیزاده به تعبیری مهمترین مدال تاریخ ایران را از المپیک گرفته است، باعث شود یک جنبش همگانی علیه این اعزام ها ایجاد شود تا سئوال بپرسند که چرا و با چه متری این دوستان تماشاگر اعزام می شوند؟بالاخره هر دوستی که با بودجه ملی به این رخداد می رود ، باید یک شاخصه عملکردی داشته باشد. باید گزارش از انچه در چنین تورنمنتی انجام داده یا یادگرفته ارائه کند که مطالعه اش ، آورده ای برای آیندگانی که آنها را می خوانند داشته باشد.

« توریست های کت و شلواری حال مسابقه دیدن ندارند »
مجید کوهستانی مدیر مسئول تابناک ورزشی؛ هیچوقت دلیل پوشش خبری حضور مسوولان ورزشی ایران در سالن مسابقات بازی های آسیایی یا المپیک از سوی همکاران رسانه ای ام را درک نکرده بودم. از خودم می پرسیدم مگر ممکن است که مدیر ایرانی که با بودجه دولتی و از بیت المال به ماموریت اعزام می شود به محل مسابقات نرود و دنبال کار دیگری باشد؟! اما امروز بعد از اینهمه سال ، متوجه شدم که بله، امکان دارد که مسوول ایرانی به هزاران کیلومتر آنطرف کره زمین برود ولی حوصله نداشته باشد برای دیدن مسابقه ای که قرار است برگ مهمی از تاریخ ورزش مملکتش را رقم بزند، قدم رنجه کرده و به سالن مسابقات برود! الحمدلله تعداد این توریست های کت و شلواری، یک نفر و دو نفر هم نیست و غیر از رییس و دبیرکل کمیته المپیک و معاون قهرمانی وزیر ورزش ؛ معاون دیگر وزارتخانه هم تشریف فرما شده اند. اینکه ناگهان برای همه آنها کار مهمتری پیش آمده ، قابل توجیه نیست.

« می روید المپیک که مشوق باشید؛ پس کجا هستید؟ »
صادق حسینی-مدیر روابط عمومی فدراسیون هندبال؛ من می خواهم به این نکته اشاره کنم که بازی های بزرگ چون المپیک یا رخادهای جهانی ورزشی مثل فوتبال یا بازی های آسیایی فرصتی است برای فعالیت. بخش عمده ای از این فعالیت می تواند همین رقابت های ورزشی ورزشکاران باشد و بخش دیگری از آن می شود دیپلماسی عمومی. یعنی فرصتی برای دیدار کردن، ارتباط گرفتن و تجربه آموختن. این حجم نیرو و چهره ای که از ایران می روند، باید به این میدان بروند تا کار کنند. که ارتباط بگیرند و دستاوردی برای ورزش مان داشته باشتد. اما بیشتر افرادی که می روند ، متاسفانه حداقل های حضور در چنین میدانی را ندارند. مثلا حتی حداقل های برقراری ارتباط موثر با همتایان شان در ورزش دنیا را ندارند.چون اساسا توان صحبت کردن به زبان انگلیسی را ندارند.پس این آدمها به المپیک می روند که چه کار کنند؟ اگر این دوستان برای حمایت معنوی رفتند ، خب باید در سالن باشند و کنار ورزشکاران شان باشند. تازه این بزرگواران که کف و سوت و هورا هم نمی توانند بکشند.همان حضور فیزیکی شان در حقیقت مهمترین بخش حضورشان است. اگر این قابلیت شان را هم انجام ندهند ، باید از آنها پرسید پس کجا رفتند؟

« کیمیا جان آنها خواب بودند »
محسن اثیمی سردبیر ورزشی خبرگزاری تسنیم؛ «اولین تو» مثل همه اولین ها بود، شیرین، زیبا و به یاد ماندنی. مثل رویا بود، مثل خوابی که بعدش بیدار می شوی و می بینی که وجود خارجی ندارد. تو اما این بار بیدار بودی. این بار خوابی در کار نبود، لااقل برای تو در کار نبود. این بار آنهایی خواب بودند که به ریو آمدند اما به سالن نیامدند. کیمیا علیزاده و مدال؟ مگر می شود؟ شاید همین فکر را کردند که به سالن نیامدند، نیامدند و ندیدند افتخارآفرینی ات را، نیامدند و ندیدند استقبال همه سالن از تو را. این بار تو بیدار بودی و هوشیار و همه ما را سر کیف آوردی اما مسئولان ورزش ایران… شاید آنها این بار خواب بودند. شاید هم تماشای افتخار آفرینی ات از تلویزیون لذت دیگری داشت، البته اگر آن را هم دیده باشند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *