منو

just

جامعه ایرانی در ١٠ سال اخیر، از یک طرف شاهد به ثروت رسیدن ناگهانی و یک‌شبه قشری خاص و زیرخط فقر رفتن، طبقه‌ای دیگر شده است؛ اتفاقی که سبب شده تا توزیع ثروت و امکانات، نابرابر باشد و در این نابرابری آسیب‌های اجتماعی بسیار به پیکره جامعه ایرانی وارد شود. اما با گذشت این دوران و به سرانجام رسیدن پرونده هسته‌ای، مدت‌هاست که زمزمه ورود شرکت‌های مختلف خارجی و محصولات گران‌قیمت آنها به بازارهای ایران، شنیده می‌شود و دریچه‌های تازه اقتصادی در حال باز شدن است. در چنین شرایطی سوال مهم و جامعه‌شناختی که پیش می‌آید این است؛ آسیب‌های جامعه‌شناختی ورود ناگهانی اجناس گران‌قیمت به بازارهای ایران و ناتوانی قشر بزرگی از جامعه ایرانی به رسیدن این اجناس و توانایی قشر ثروتمندان و نمایش اختلاف طبقاتی، چگونه است و منجر به چه اتفاق‌های اجتماعی می‌شود؟

برای پاسخ به این سوال، بهتر است که از تجربیات شخصی خودم در تجربه دو نظام اقتصادی کاملا متفاوت مثال بزنم. من هم در جامعه‌ای سرمایه‌داری لیبرال زندگی کرده‌ام و هم در نظام سوسیالیستی. در دورانی که اتحادیه جماهیر شوروی هنوز پابرجا بود و نظام سوسیالیستی همه را باهم برابر می‌کرد، تجربه‌ای عجیب داشتم؛ در این کشور نابرابری در ظاهر صفر بود. همه‌چیز به دولت تعلق داشت و دولت در ظاهر امکانات را برابر تقسیم می‌کرد. مردم می‌دیدند که همه‌چیز برای همه است؛ از کیوسک کوچک سیگارفروشی، تاکسی، اتوبوس تا خانه‌ها و آپارتمان‌ها و امکانات دیگر زندگی. هیچ‌کس هیچ مالکیتی نداشت و تکلیف امکانات زندگی مردم و برابری در ظاهر مشخص بود. اما در چنین نظام برابری هم، اگر محققانه بررسی می‌کردی، نشانه‌های نابرابری به خوبی دیده می‌شد. مثلا در همان دوران خانم گوینده رادیویی بود که علاوه بر گرفتن یک آپارتمان در مسکو، خانه ویلایی کوچکی هم در حومه این شهر داشت و آن خانه حکم ثروتی عظیم و دارایی بزرگ داشت. نمونه‌های دیگری هم از این دست بسیار بود و همین شد که این نظام کاملا برابر در ظاهر، دوام نیاورد و در نهایت متلاشی شد. اما در آن طرف ماجرا، نظام سرمایه‌داری لیبرال را هم دیده‌ام. نظامی که در آن سرمایه‌داری حرف اول را می‌زند و به همان اندازه که کارتن‌خواب و خیابانگرد می‌بینی با سرمایه‌دارانی روبه‌رو می‌شوی که می‌توانند یک واگن قطار را از دولت بخرند، میلیون‌ها دلار خرج آن کنند تا هر زمانی که دلشان خواست، سراغ این واگن‌ها بروند و به جای مسافرت با جت و هواپیمای شخصی، در واگن مجلل و طلاکاری شده خود باشند.

در مقایسه این دو نظام با یکدیگر باید بگویم که نظامی که حرف از برابری می‌زند و در باطن نابرابری را اجرا می‌کند، آزاردهنده است، اما خوبی و بدی و مقایسه این نظام‌ها در این بحث جایی ندارد. یکی نابرابری‌اش پنهان است و دیگر پیدا و آشکار. اما در نظام دوم، آن کسی که می‌تواند واگن شخصی داشته باشد با مالیاتی که به دولت می‌دهد، نابرابری را آزاردهنده نمی‌کند؛ مردم طبقه فقیر خوب می‌دانند که آن‌کسی که هواپیمای شخصی دارد و در واقع سرمایه‌دار است با مالیاتی که به دولت می‌دهد، امکانات زندگی طبقه او را فراهم می‌کند. دولت با مالیاتی که از سرمایه‌داران می‌گیرد، مدرسه می‌سازد و خدمات و امکانات مختلفی را برای رفاه زندگی مردم فراهم می‌کند.

اینچنین است که نمی‌توانیم بگوییم که اگر برابری نباشد و نابرابری رخ دهد، آسیب‌های اجتماعی در جامعه خود را نشان می‌دهند. آسیب‌ها دلایل دیگر دارند و مهم‌ترین دلیل آنها بی‌عدالتی است؛ اتفاقی که اگر به نظام ارزشی و دینی ایران رجوع کنیم هم می‌بینیم که بسیار بسیار به حکومتداران توصیه شده تا از آن پرهیز کنند و مراقب آن باشند. در دین اسلام هیچ الزامی برای تقسیم برابر ثروت در شیوه حکومت‌داری وجود ندارد، اما رعایت عدالت، واجب است. نابرابری با زکات، خمس و رعایت عدالت، جبران می‌شود. اما بی‌عدالتی عامل اصلی آسیب‌های اجتماعی است، بی‌عدالتی که اگر رفع نشود و اگر در جریان جامعه در معرض نگاه مردم باشد، آسیب‌های اجتماعی بسیاری را به وجود می‌آورد؛ آسیب‌هایی که این روزها هم مدیران مختلف را درگیر کرده و برای رفع آنها تلاش بسیاری لازم است.

ما نمی‌توانیم بگوییم که باید درهای ورود سرمایه‌گذاران خارجی به ایران را ببندیم یا برای رفع نابرابری، صورت مساله‌ها را پاک کنیم. ورود سرمایه‌گذاران به ایران و باز شدن درهای تجارت جهانی، یکی از مهم‌ترین راه‌های حل مشکلات اقتصادی است و نمی‌شود دولت را به بهانه‌هایی از این دست، محدود کرد. اما دولت حسن روحانی، باید برای رفع بی‌عدالتی تلاش کند و در چنین شرایطی، بهترین راهکار، ساخت درست و اصولی زیربناها و زیرساخت‌هاست. اگر جامعه ایرانی ببیند و بداند که ثروت در ایران نه حتی برابر که با عدالت توزیع می‌شود و هرکس به اندازه خود در توسعه و امکانات سهم دارد، ورود سرمایه‌گذاران به ایران و بازشدن دریچه‌های اقتصادی، با آسیب‌های اجتماعی کمتری مواجه می‌شود.

آسیب‌های اجتماعی با بی‌عدالتی اجتماعی رابطه مستقیم دارد؛ جامعه‌ای که ثروت و اعتبار در آن به توازن وجود نداشته‌ باشد، مردم آن گرفتار انواع و اقسام آسیب‌ها می‌شوند. آسیب‌هایی که مبارزه با آنها راهکارهای اجتماعی و مدنی هزینه‌برداری را روی دست حاکمان می‌گذارد، اما همیشه پیشگیری راه بهتر و مفید‌تری است. برقراری عدالت و برابری در جامعه یکی از راه‌های مقابله با آسیب‌های اجتماعی امروزی است. کارشناسان، مشکلات اقتصادی و تنش‌های ناشی از آن را مهم‌ترین عامل شکل‌گیری رفتارهای ناهنجار اجتماعی معرفی می‌کنند. رفتارهایی که عدم مبارزه با آنها تبعات جبران‌ناپذیر و به مراتب سخت‌تری را به جا می‌گذارد. همین‌است که اهمیت دادن به توزیع عادلانه ثروت در جامعه تا این حد مورد توجه حاکمان کشورهای توسعه‌یافته قرار می‌گیرد.

 

مهدی‌محسنیان‌راد، استاد‌ دانشگاه‌امام‌صادق(ع)

منبع:اعتماد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *